rov

[ایالات متحده]/ˈɑːr.oʊ.v/
[بریتانیا]/ˈɑːr.oʊ.v/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله نقلیه از راه دور؛ وسیله نقلیه زیر آب از راه دور

عبارات و ترکیب‌ها

rov inspection service

خدمات بازرسی rov

rov technology

فناوری rov

underwater rov

rov زیر آب

rov deployment

استقرار rov

rov operations

عملیات rov

rov pilot

خلبان rov

rov survey

بررسی rov

rov system

سیستم rov

rov mission

ماموریت rov

جملات نمونه

the rov explored the depths of the ocean.

ربات کاوشگر اعماق اقیانوس را بررسی کرد.

scientists use rov technology for underwater research.

دانشمندان از فناوری ربات کاوشگر برای تحقیقات زیرآبی استفاده می کنند.

the rov captured stunning images of marine life.

ربات کاوشگر تصاویر خیره کننده ای از حیات دریایی به دست آورد.

we deployed an rov to inspect the underwater pipeline.

ما یک ربات کاوشگر را برای بازرسی خط لوله زیر آب مستقر کردیم.

the rov can operate at great depths.

ربات کاوشگر می تواند در اعماق زیاد کار کند.

using an rov, researchers discovered new species.

با استفاده از ربات کاوشگر، محققان گونه های جدیدی کشف کردند.

the rov was equipped with advanced cameras.

ربات کاوشگر مجهز به دوربین های پیشرفته بود.

we watched the rov navigate through the wreck.

ما دیدیم که ربات کاوشگر از میان لاشه عبور می کند.

the rov's data was crucial for the study.

اطلاعات ربات کاوشگر برای مطالعه بسیار مهم بود.

engineers designed the rov for extreme conditions.

مهندسان ربات کاوشگر را برای شرایط سخت طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید