| صفت تفضیلی | rozier |
rozy is here
روزی اینجا است
where is rozy?
روزی کجاست؟
call rozy now
اکنون به روزی تماس بگیر
rozy said so
روزی چنین گفت
ask rozy again
دوباره به روزی پرسید
tell rozy yes
به روزی بگو بله
love you, rozy
من به تو عاشق هستم، روزی
rozy went home
روزی به خانه رفت
with rozy today
امروز با روزی
rozy knows it
روزی این را میداند
she has rosy cheeks after walking in the cold.
پس از راه رفتن در سردی، چهارچوب گردن او گرم و قرمز شده است.
the future looks rosy for the young entrepreneur.
آینده برای کسب و کار جوان نورانی به نظر میرسد.
he painted a rosy picture of the company's prospects.
او یک تصویر نورانی از آینده شرکت رسم کرد.
the sunset created a rosy glow over the horizon.
غروب خورشید یک نور قرمزی را روی افق ایجاد کرد.
her outlook on life is always rosy despite challenges.
با وجود چالشها، نگاه او به زندگی همیشه نورانی است.
the roses in the garden have a rosy hue.
گلهای گلخانه دارای رنگ قرمزی هستند.
things are looking rosy for the project team.
چیزهایی نورانی برای تیم پروژه به نظر میرسد.
she had rosy predictions about the wedding day.
او پیشبینیهای نورانی درباره روز عروسی داشت.
the child's rosy smile brightened the room.
خنده نورانی کودک اتاق را روشن کرد.
despite the difficulties, he maintained a rosy disposition.
با وجود دشواریها، او یک حالت نورانی حفظ کرد.
the garden was filled with rosy flowers in spring.
بهار گلخانه با گلهای نارنجی پر شده بود.
rozy is here
روزی اینجا است
where is rozy?
روزی کجاست؟
call rozy now
اکنون به روزی تماس بگیر
rozy said so
روزی چنین گفت
ask rozy again
دوباره به روزی پرسید
tell rozy yes
به روزی بگو بله
love you, rozy
من به تو عاشق هستم، روزی
rozy went home
روزی به خانه رفت
with rozy today
امروز با روزی
rozy knows it
روزی این را میداند
she has rosy cheeks after walking in the cold.
پس از راه رفتن در سردی، چهارچوب گردن او گرم و قرمز شده است.
the future looks rosy for the young entrepreneur.
آینده برای کسب و کار جوان نورانی به نظر میرسد.
he painted a rosy picture of the company's prospects.
او یک تصویر نورانی از آینده شرکت رسم کرد.
the sunset created a rosy glow over the horizon.
غروب خورشید یک نور قرمزی را روی افق ایجاد کرد.
her outlook on life is always rosy despite challenges.
با وجود چالشها، نگاه او به زندگی همیشه نورانی است.
the roses in the garden have a rosy hue.
گلهای گلخانه دارای رنگ قرمزی هستند.
things are looking rosy for the project team.
چیزهایی نورانی برای تیم پروژه به نظر میرسد.
she had rosy predictions about the wedding day.
او پیشبینیهای نورانی درباره روز عروسی داشت.
the child's rosy smile brightened the room.
خنده نورانی کودک اتاق را روشن کرد.
despite the difficulties, he maintained a rosy disposition.
با وجود دشواریها، او یک حالت نورانی حفظ کرد.
the garden was filled with rosy flowers in spring.
بهار گلخانه با گلهای نارنجی پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید