rozy

[ایالات متحده]//ˈrəʊzi//
[بریتانیا]//ˈroʊzi//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزی (یک روش نوشتاری نام روکسی یا روز)
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیrozier

عبارات و ترکیب‌ها

rozy is here

روزی اینجا است

where is rozy?

روزی کجاست؟

call rozy now

اکنون به روزی تماس بگیر

rozy said so

روزی چنین گفت

ask rozy again

دوباره به روزی پرسید

tell rozy yes

به روزی بگو بله

love you, rozy

من به تو عاشق هستم، روزی

rozy went home

روزی به خانه رفت

with rozy today

امروز با روزی

rozy knows it

روزی این را می‌داند

جملات نمونه

she has rosy cheeks after walking in the cold.

پس از راه رفتن در سردی، چهارچوب گردن او گرم و قرمز شده است.

the future looks rosy for the young entrepreneur.

آینده برای کسب و کار جوان نورانی به نظر می‌رسد.

he painted a rosy picture of the company's prospects.

او یک تصویر نورانی از آینده شرکت رسم کرد.

the sunset created a rosy glow over the horizon.

غروب خورشید یک نور قرمزی را روی افق ایجاد کرد.

her outlook on life is always rosy despite challenges.

با وجود چالش‌ها، نگاه او به زندگی همیشه نورانی است.

the roses in the garden have a rosy hue.

گل‌های گلخانه دارای رنگ قرمزی هستند.

things are looking rosy for the project team.

چیزهایی نورانی برای تیم پروژه به نظر می‌رسد.

she had rosy predictions about the wedding day.

او پیش‌بینی‌های نورانی درباره روز عروسی داشت.

the child's rosy smile brightened the room.

خنده نورانی کودک اتاق را روشن کرد.

despite the difficulties, he maintained a rosy disposition.

با وجود دشواری‌ها، او یک حالت نورانی حفظ کرد.

the garden was filled with rosy flowers in spring.

بهار گلخانه با گل‌های نارنجی پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید