ructions

[ایالات متحده]/ˈrʌkʃənz/
[بریتانیا]/ˈrʌkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتراضات خشمگین؛ مشاجرات؛ اختلالات پر سر و صدا

عبارات و ترکیب‌ها

make ructions

ایجاد آشوب

cause ructions

باعث ایجاد آشوب

create ructions

ایجاد آشوب کردن

ructions arise

آشوب ایجاد شود

ructions ensue

آشوب ادامه یابد

ructions occur

آشوب رخ دهد

ructions begin

آشوب آغاز شود

ructions follow

آشوب دنبال شود

ructions develop

آشوب گسترش یابد

ructions escalate

آشوب تشدید یابد

جملات نمونه

there were serious ructions after the new policy was announced.

پس از اعلام سیاست جدید، ناراحتی‌های جدی وجود داشت.

the ructions in the company led to a complete overhaul of the management.

ناراحتی‌ها در شرکت منجر به بازسازی کامل مدیریت شد.

his decision caused a lot of ructions among the team members.

تصمیم او باعث ایجاد ناراحتی زیادی در بین اعضای تیم شد.

after the ructions, they decided to hold a meeting to address the issues.

پس از ناراحتی‌ها، آن‌ها تصمیم گرفتند جلسه‌ای برای رسیدگی به مسائل برگزار کنند.

the community experienced ructions due to the controversial development project.

جامعه به دلیل پروژه توسعه بحث‌برانگیز، دچار ناراحتی شد.

there were minor ructions at the event, but it went on smoothly.

در این رویداد ناراحتی‌های جزئی وجود داشت، اما به خوبی پیش رفت.

she was surprised by the ructions that erupted during the discussion.

او از ناراحتی‌هایی که در طول بحث رخ دادند، متعجب شد.

the ructions in the political landscape are affecting public opinion.

ناراحتی‌ها در فضای سیاسی، بر افکار عمومی تأثیر می‌گذارد.

his actions sparked ructions that could not be ignored.

اقدامات او باعث ایجاد ناراحتی‌هایی شد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

despite the ructions, the organization continued its mission.

با وجود ناراحتی‌ها، سازمان به مأموریت خود ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید