ruffles

[ایالات متحده]/ˈrʌfəlz/
[بریتانیا]/ˈrʌfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چین دار تزئینی; چین و چروک; زوائد; مشکلات
v. چروک شدن; مختل کردن; تحریک کردن; تزئین کردن با زوائد

عبارات و ترکیب‌ها

ruffles and lace

چین و گلدانه‌دوزی

ruffles of fabric

چین‌های پارچه

ruffles in style

چین‌دار به سبک

ruffles on dress

چین روی لباس

ruffles of hair

چین‌های مو

ruffles of paper

چین‌های کاغذ

ruffles for decoration

چین برای تزئین

ruffles at edges

چین در لبه‌ها

ruffles in design

چین در طراحی

ruffles on sleeves

چین روی آستین‌ها

جملات نمونه

the wind ruffles her hair as she walks along the beach.

باد موهایش را به هم می‌ریزد در حالی که در امتداد ساحل قدم می‌زند.

he ruffles through the papers looking for the report.

او در میان کاغذها به دنبال گزارش می‌گردد.

the cat ruffles its fur when it gets excited.

وقتی هیجان‌زده می‌شود، گربه موهایش را به هم می‌دهد.

she ruffles the pages of the book to find her favorite chapter.

او برای یافتن فصل مورد علاقه خود، صفحات کتاب را به هم می‌دهد.

the teacher ruffles the students' papers before grading them.

معلم قبل از تصحیح، کاغذهای دانش‌آموزان را به هم می‌دهد.

he ruffles the feathers of the pillow before sleeping.

او قبل از خوابیدن، پرهای بالش را به هم می‌دهد.

the breeze ruffles the surface of the lake.

نسیم سطح دریاچه را به هم می‌دهد.

she ruffles his hair playfully when she sees him.

وقتی او را می‌بیند، به طور بازیگانه موهایش را به هم می‌دهد.

the fabric ruffles beautifully when it catches the light.

پارچه وقتی در نور می‌درخشد، به زیبایی به هم می‌ریزد.

he ruffles through his backpack looking for his keys.

او در میان کوله‌پشتی خود به دنبال کلیدهایش می‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید