ruffling

[ایالات متحده]/ˈrʌflɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrʌflɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال حاضر ruffle، به معنای چروک کردن یا مختل کردن
n. نوسان یا یک لبه یا چین در پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

ruffling feathers

آشفتن پرها

ruffling hair

آشفتن موها

ruffling pages

آشفتن صفحات

ruffling leaves

آشفتن برگ‌ها

ruffling dress

چروک کردن لباس

ruffling skirts

چروک کردن دامن

ruffling fur

چروک کردن پوست

ruffling fabric

چروک کردن پارچه

ruffling emotions

آشفتگی احساسات

جملات نمونه

the wind was ruffling her hair as she walked along the beach.

باد موهایش را به هم می‌ریخت، در حالی که در امتداد ساحل قدم می‌زد.

the dog was ruffling through the leaves in search of a bone.

سگ در میان برگ‌ها به دنبال استخوان می‌چرخید.

he was ruffling the pages of the book, looking for his favorite passage.

او در حال ورق زدن صفحات کتاب بود و به دنبال مورد علاقه خود می‌گشت.

she smiled while ruffling the feathers of the bird gently.

او در حالی که با ملایمت پرهای پرنده را به هم می‌ریخت، لبخند زد.

the child was ruffling the blanket before settling down to sleep.

کودک قبل از خوابیدن، پتو را به هم می‌ریخت.

ruffling his hair, he prepared for the big presentation.

در حالی که موهایش را به هم می‌ریخت، برای ارائه بزرگ آماده شد.

the breeze was ruffling the curtains, creating a calming atmosphere.

نسیم، پرده‌ها را به هم می‌ریخت و فضایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد.

she enjoyed ruffling through her grandmother's old letters.

او از ورق زدن نامه‌های قدیمی مادربزرگش لذت می‌برد.

the cat was ruffling its fur after waking up from a nap.

گربه بعد از بیدار شدن از چرت، موهای خود را به هم می‌ریخت.

ruffling the papers on his desk, he searched for the important document.

او در حالی که کاغذهای روی میزش را به هم می‌ریخت، به دنبال سند مهم می‌گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید