chewing the cud
جوندن علف
ruminating cud
جوندن علف
digesting cud
هضم علف
small wild cud-chewing Andean animal similar to the guanaco but smaller;
حیوان وحشی کوچک آندین که به جویدن علف میپردازد و شبیه گواناکو است اما کوچکتر؛
The cow chewed her cud peacefully in the field.
گاو با آرامش در مزرعه، جویده های خود را خورد.
Cows regurgitate their cud to chew it again.
گاومیشان جویده های خود را بالا می آورند تا دوباره آن را بجوند.
The farmer observed the cow ruminating on its cud.
کشمانزار گاو را در حال جویدن جویده هایش مشاهده کرد.
Cud is essential for the digestive process of ruminant animals.
جویده ها برای فرآیند گوارش حیوانات علف خوار ضروری هستند.
Sheep spend a lot of time chewing their cud.
بره ها زمان زیادی را صرف جویدن جویده های خود می کنند.
The vet checked the cow's cud to ensure its health.
دامپزشک وضعیت سلامت گاو را برای اطمینان از سلامت آن بررسی کرد.
The cow's cud smelled of fresh grass.
جویده های گاو بوی علف تازه می داد.
The calf watched its mother chewing cud with curiosity.
گوساله با کنجکاوی مادرش را در حال جویدن جویده ها تماشا کرد.
Ruminants like cows and sheep rely on cud for nutrient absorption.
حیوانات علف خوار مانند گاو و گوسفند برای جذب مواد مغذی به جویده ها متکی هستند.
The cow lazily lay in the sun, contentedly chewing her cud.
گاو به آرامی در آفتاب دراز کشید و با رضایت در حال جویدن جویده های خود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید