ruminations

[ایالات متحده]/ˌruː.mɪˈneɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ˌruː.mɪˈneɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تفکر کردن به دقت و برای مدت طولانی در مورد چیزی؛ فرآیند تفکر مکرر در مورد چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

deep ruminations

تأملات عمیق

personal ruminations

تأملات شخصی

thoughtful ruminations

تأملات متفکرانه

introspective ruminations

تأملات درون‌نگرانه

daily ruminations

تأملات روزانه

philosophical ruminations

تأملات فلسفی

mental ruminations

تأملات ذهنی

existential ruminations

تأملات وجودی

creative ruminations

تأملات خلاقانه

emotional ruminations

تأملات احساسی

جملات نمونه

her ruminations on life often lead to profound insights.

تفکرات او در مورد زندگی اغلب منجر به بینش‌های عمیقی می‌شود.

he spent hours in ruminations about his future.

او ساعت‌ها را در تفکر در مورد آینده خود گذراند.

the poet's ruminations inspired many of his best works.

تفکرات شاعر الهام بخشنده بسیاری از بهترین آثار او بود.

her ruminations were filled with doubt and uncertainty.

تفکرات او با تردید و عدم اطمینان پر شده بود.

during his ruminations, he discovered new perspectives.

در طول تفکرات خود، او دیدگاه‌های جدیدی را کشف کرد.

his ruminations about the past often made him nostalgic.

تفکرات او در مورد گذشته اغلب او را نوستالژیک می‌کرد.

she documented her ruminations in a personal journal.

او تفکرات خود را در یک دفترچه شخصی مستند کرد.

the ruminations of great thinkers shape our understanding of the world.

تفکرات متفکران بزرگ شکل دهنده درک ما از جهان است.

his ruminations led him to a surprising conclusion.

تفکرات او او را به یک نتیجه گیری غیرمنتظره رساند.

in her ruminations, she found clarity amidst chaos.

در تفکرات خود، او وضوح را در میان هرج و مرج یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید