rummies

[ایالات متحده]/ˈrʌmiz/
[بریتانیا]/ˈrʌmiz/

ترجمه

n. جمع "rummy"; به الکلی‌ها اشاره دارد؛ جمع "rummy"; یک بازی ورق که در آن بازیکنان مجموعه‌هایی از کارت‌ها تشکیل می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

drunken rummies

خراب‌های مست

silly rummies

خراب‌های احمق

happy rummies

خراب‌های خوشحال

old rummies

خراب‌های پیر

rowdy rummies

خراب‌های پر سر و صدا

friendly rummies

خراب‌های دوستانه

lost rummies

خراب‌های گم شده

local rummies

خراب‌های محلی

crazy rummies

خراب‌های دیوانه

funny rummies

خراب‌های خنده‌دار

جملات نمونه

we played rummies all night long.

ما تمام شب بازی رامیز انجام دادیم.

rummies is a great way to pass the time.

بازی رامیز یک راه عالی برای گذراندن اوقات فراغت است.

she taught me how to play rummies.

او به من یاد داد چگونه رامیز بازی کنیم.

they are hosting a rummies tournament this weekend.

آنها این آخر هفته میزبان یک مسابقه رامیز هستند.

rummies can be played with two to six players.

می‌توان رامیز را با دو تا شش بازیکن بازی کرد.

we always have fun when we play rummies.

ما همیشه وقتی رامیز بازی می‌کنیم خوش می‌گذرانیم.

do you know any good strategies for rummies?

آیا شما استراتژی‌های خوب برای رامیز می‌دانید؟

rummies requires both skill and luck.

رامیز به هر دو مهارت و شانس نیاز دارد.

after dinner, we settled down for a game of rummies.

بعد از شام، برای یک بازی رامیز آرام گرفتیم.

my friends and i enjoy playing rummies on weekends.

من و دوستانم از بازی رامیز در آخر هفته لذت می‌بریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید