runabouts

[ایالات متحده]/ˈrʌnəbaʊts/
[بریتانیا]/ˈrʌnəˌbaʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسایل نقلیه سبک یا خودروهای کوچک باز؛ سرگردان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

small runabouts

قایق‌های کوچک

fishing runabouts

قایق‌های ماهیگیری

fast runabouts

قایق‌های سریع

luxury runabouts

قایق‌های لوکس

motor runabouts

قایق‌های موتوری

open runabouts

قایق‌های روباز

classic runabouts

قایق‌های کلاسیک

sport runabouts

قایق‌های ورزشی

family runabouts

قایق‌های خانوادگی

pleasure runabouts

قایق‌های تفریحی

جملات نمونه

many runabouts are perfect for short trips on the water.

بسیاری از قایق‌های موتوری کوچک برای سفرهای کوتاه در آب عالی هستند.

he bought a runabout for weekend fishing trips.

او یک قایق موتوری کوچک برای سفرهای ماهیگیری آخر هفته خرید.

runabouts are often more affordable than larger boats.

قایق‌های موتوری کوچک اغلب مقرون به صرفه‌تر از قایق‌های بزرگتر هستند.

they used a runabout to explore the coastal waters.

آنها از یک قایق موتوری کوچک برای کاوش در آب‌های ساحلی استفاده کردند.

the runabout was easy to maneuver in tight spaces.

قایق موتوری کوچک به راحتی در فضاهای تنگ قابل مانور بود.

runabouts are popular among recreational boaters.

قایق‌های موتوری کوچک در بین قایقرانان تفریحی محبوب هستند.

she prefers runabouts for their speed and agility.

او ترجیح می‌دهد از قایق‌های موتوری کوچک به دلیل سرعت و چابکی آنها استفاده کند.

runabouts can be used for both leisure and sport.

می‌توان از قایق‌های موتوری کوچک هم برای تفریح و هم برای ورزش استفاده کرد.

he spent the summer taking his runabout out on the lake.

او تابستان را با قایق موتوری کوچک خود در دریاچه گذراند.

runabouts are great for family outings on the water.

قایق‌های موتوری کوچک برای تفریح خانوادگی در آب عالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید