rupees

[ایالات متحده]/ˈruːpiːz/
[بریتانیا]/ˈruːpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع روپیه، واحد پول در هند، پاکستان، سریلانکا و غیره؛ روپیه‌ها، واحد پول استفاده شده در کشورهای خاص

عبارات و ترکیب‌ها

ten rupees

ده روپیه

fifty rupees

پنجاه روپیه

hundred rupees

صد روپیه

five rupees

پنج روپیه

one rupee

یک روپیه

twenty rupees

بیست روپیه

thirty rupees

سی روپیه

two rupees

دو روپیه

seventy rupees

هفتاد روپیه

eighty rupees

هشتاد روپیه

جملات نمونه

the price of the book is five hundred rupees.

قیمت کتاب پانصد روپیه است.

i exchanged my dollars for rupees at the bank.

من دلارهایم را در بانک با روپیه عوض کردم.

he saved a thousand rupees for his trip.

او برای سفرش هزار روپیه پس انداز کرد.

the cost of living in this city is measured in rupees.

هزینه زندگی در این شهر بر اساس روپیه محاسبه می شود.

she won a prize of ten thousand rupees in the contest.

او در مسابقه جایزه ده هزار روپیه برد.

the restaurant bill came to three hundred rupees.

صورتحساب رستوران به پانصد روپیه رسید.

i need to withdraw some rupees from the atm.

من باید مقداری روپیه از خودپرداز برداشت کنم.

prices in the market are usually in rupees.

قیمت ها در بازار معمولاً به روپیه است.

he spent two hundred rupees on snacks.

او دویست روپیه برای میان وعده خرج کرد.

the fare for the taxi was fifty rupees.

کرایه تاکسی پنجاه روپیه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید