rusas

[ایالات متحده]/ˈruːsəs/
[بریتانیا]/ˈruːsəs/

ترجمه

n. گوزن سیاه که در شرق هند یافت می‌شود؛ (Rusa) یک نام شخصی؛ Rusa (نام زنانه) در صربستان؛ Rusa در مجارستان

عبارات و ترکیب‌ها

rusas are coming

rusas در حال نزدیک شدن هستند

rusas in action

rusas در حال عمل هستند

rusas at work

rusas در حال کار هستند

rusas in town

rusas در شهر هستند

rusas are here

rusas اینجا هستند

rusas unite

rusas متحد شوید

rusas on board

rusas سوار هستند

rusas in charge

rusas مسئول هستند

rusas abroad

rusas در خارج از کشور

جملات نمونه

she has a knack for painting rusas beautifully.

او استعداد خاصی در نقاشی زیبای روسا دارد.

the festival featured a dance performance with rusas costumes.

جشنواره شامل یک اجرای رقص با لباس‌های روسا بود.

he often talks about his adventures with rusas in the wild.

او اغلب درباره ماجراجویی هایش با روسا در طبیعت صحبت می کند.

many artists draw inspiration from the vibrant colors of rusas.

بسیاری از هنرمندان از رنگ های زنده روسا الهام می گیرند.

she wore a dress adorned with beautiful rusas patterns.

او لباسی پوشیده بود که با طرح های زیبای روسا تزئین شده بود.

the children's book featured a story about rusas and friendship.

کتاب کودکان داستانی درباره روسا و دوستی را به تصویر کشید.

they organized a workshop to teach how to create rusas crafts.

آنها کارگاهی برگزار کردند تا نحوه ساختن صنایع دستی روسا را آموزش دهند.

in the garden, we planted flowers that attract rusas.

در باغ، گل هایی کاشتیم که روسا را جذب می کنند.

her collection of rusas figurines is quite impressive.

مجموعه او از مجسمه های روسا بسیار چشمگیر است.

the documentary showcased the habitat of wild rusas.

مستند زیستگاه روسا وحشی را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید