rustic charm
جذابیت روستایی
rustic furniture
مبلمان روستایی
rustic style
سبک روستایی
you are a rustic halfwit.
شما یک ابله روستایی هستید.
a rustic oak bench.
یک نیمکت بلوط روستیک
He has the appearance of a rustic fellow.
او ظاهر یک مرد روستایی دارد.
The village has a certain rustic charm.
دهکده دارای نوعی جذابیت روستایی خاص است.
The cottage has a rustic grace and beauty.
کلبه دارای ظرافت و زیبایی روستایی است.
rustic gloves and boots.
دستکشها و چکمههای روستایی.
the country squires dreaded the exposition of their rustic conversation.
اشرافزادههای روستایی از آشکار شدن مکالمه روستاییشان میترسیدند.
a party of Morris dancers decked out in rustic costume.
گروهی از رقصندگان موریس که با لباسهای روستایی تزئین شده بودند.
As Rustic Clachan comes into play, you may reveal a Kithkin card from your hand. If you don't, Rustic Clachan comes into play tapped.
همانطور که روستیک کلاچان وارد بازی می شود، ممکن است یک کارت کیتکین را از دست خود آشکار کنید. اگر اینطور نشود، روستیک کلاچان با حالت تپیده وارد بازی می شود.
Country cousin:One whose ingenuousness or rustic ways may bemuse or entertain city dwellers.
خویشاودهروستایی: کسی که سادگی یا روشهای روستاییاش ممکن است شهرنشینان را گیج یا سرگرم کند.
Mr.Jackson converted a rustic red barn into a herpetarium with displays for a dozen exotic and venomous snakes, including a Burmese python and a monocled cobra.
آقای جکسون یک انبار قرمز روستایی را به یک خزنده تبدیل کرد که دارای نمایشگاهی برای دوازده مار عجیب و غریب و سمی بود، از جمله یک پایتون بورمی و یک افعی تک چشم.
He watched his boss, fat, middle-aged Peter Clemenza whirling young girls around the wooden dance floor in a rustic and lusty Tarantella.
او رئیس خود را تماشا کرد، چاق، میانسال پیتر کلمنزا، دختران جوان را در کف چوبی رقص محلی تارانتلا به شیوه ای روستایی و پرشور می چرخاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید