sabkhas

[ایالات متحده]/ˈsæbkə/
[بریتانیا]/ˈsæbkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نمکزار یا باتلاق که در مناطق خشک یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sabkha environment

محیط صخره‌ای

sabkha formation

تشکیل صخره‌ای

sabkha soil

خاک صخره‌ای

sabkha ecosystem

زیست‌بوم صخره‌ای

sabkha area

منطقه صخره‌ای

sabkha landscape

مناظر صخره‌ای

sabkha vegetation

گیاهان صخره‌ای

sabkha sediments

رسوبات صخره‌ای

sabkha region

منطقه صخره‌ای

sabkha studies

مطالعات صخره‌ای

جملات نمونه

the sabkha ecosystem is unique to arid regions.

زیست‌بوم صخره‌ای منحصربه‌فرد به مناطق خشک است.

researchers study sabkha formations to understand climate change.

محققان ساختارهای صخره‌ای را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

the sabkha is home to various salt-tolerant plants.

صخره‌ها زیستگاه گیاهان مختلفی هستند که تحمل شوری دارند.

we visited a sabkha during our desert expedition.

ما در طول سفر صحرایی خود از صخره بازدید کردیم.

sabkha areas can be challenging for agriculture.

مناطق صخره‌ای می‌توانند برای کشاورزی چالش‌برانگیز باشند.

the sabkha's surface is often crusted with salt.

سطح صخره‌ها اغلب با نمک پوشیده شده است.

birdwatchers often find rare species in sabkha habitats.

مشاهدان پرندگان اغلب گونه‌های نادر را در زیستگاه‌های صخره‌ای پیدا می‌کنند.

understanding sabkha geology helps in resource management.

درک زمین‌شناسی صخره‌ها به مدیریت منابع کمک می‌کند.

sabkha regions can act as natural water reservoirs.

مناطق صخره‌ای می‌توانند به عنوان مخازن طبیعی آب عمل کنند.

many desert animals are adapted to the sabkha environment.

بسیاری از حیوانات صحرایی با محیط صخره سازگار شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید