sadomasochists

[ایالات متحده]/ˌseɪdəʊˈmæskɪst/
[بریتانیا]/ˌseɪdəˈmæskɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از تحمیل درد یا تحقیر به دیگران لذت می‌برد، یا از تحت فشار قرار گرفتن به درد یا تحقیر؛ فردی با ترجیح جنسی برای سادیسم و مازوخیسم

عبارات و ترکیب‌ها

sadomasochist relationship

رابطه سادومازوخیست

sadomasochist tendencies

تمایلات سادومازوخیست

sadomasochist practices

رفتارهای سادومازوخیست

sadomasochist lifestyle

سبک زندگی سادومازوخیست

sadomasochist fantasies

فانتزی‌های سادومازوخیست

sadomasochist play

بازی سادومازوخیست

sadomasochist dynamics

پویایی سادومازوخیست

sadomasochist scene

صحنه سادومازوخیست

sadomasochist culture

فرهنگ سادومازوخیست

sadomasochist community

جامعه سادومازوخیست

جملات نمونه

he identified himself as a sadomasochist.

او خود را به عنوان یک سادومازوخیست معرفی کرد.

the novel explores the life of a sadomasochist.

این رمان زندگی یک سادومازوخیست را بررسی می‌کند.

they attended a party for sadomasochists.

آنها در یک مهمانی برای سادومازوخیست‌ها شرکت کردند.

many sadomasochists find joy in their relationships.

بسیاری از سادومازوخیست‌ها شادی را در روابط خود پیدا می‌کنند.

she is studying the psychology of sadomasochists.

او در حال مطالعه روانشناسی سادومازوخیست‌ها است.

the sadomasochist community is often misunderstood.

جامعه سادومازوخیست‌ها اغلب سوء تفاهم می‌شود.

he wrote an article about sadomasochist practices.

او مقاله‌ای در مورد روش‌های سادومازوخیستی نوشت.

she expressed her identity as a proud sadomasochist.

او هویت خود را به عنوان یک سادومازوخیست افتخارآمیز ابراز کرد.

they discussed the boundaries within sadomasochistic relationships.

آنها در مورد محدودیت‌ها در روابط سادومازوخیستی بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید