| جمع | safecrackers |
safecracker skills
مهارتهای بازکردن قفل
safecracker job
شغل بازکردن قفل
safecracker tools
ابزارهای بازکردن قفل
safecracker techniques
تکنیکهای بازکردن قفل
safecracker team
تیم بازکردن قفل
safecracker operation
عملیات بازکردن قفل
safecracker expert
متخصص بازکردن قفل
safecracker heist
سرقت با بازکردن قفل
safecracker methods
روشهای بازکردن قفل
safecracker's code
رمز بازکردن قفل
the safecracker opened the vault with ease.
سارقان قفل با سهولت گاوصندوق را باز کرد.
he was known as the best safecracker in the city.
او به عنوان بهترین سارق قفل در شهر شناخته می شد.
the police caught the safecracker during a heist.
پلیس سارق قفل را در حین سرقت دستگیر کرد.
being a safecracker requires a lot of skill and patience.
سارق قفل بودن به مهارت و صبر زیادی نیاز دارد.
she hired a safecracker to retrieve her family heirloom.
او برای به دست آوردن ارثیه خانوادگی خود یک سارق قفل استخدام کرد.
the safecracker used a variety of tools for the job.
سارق قفل برای انجام این کار از ابزارهای مختلفی استفاده کرد.
he learned the trade of a safecracker from his father.
او تجارت سارق قفل را از پدرش یاد گرفت.
the movie featured a clever safecracker as the main character.
فیلم یک سارق قفل باهوش را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر کشید.
the safecracker planned the heist meticulously.
سارق قفل سرقت را به دقت برنامه ریزی کرد.
after years of practice, he became a master safecracker.
پس از سال ها تمرین، او به یک سارق قفل ماهر تبدیل شد.
safecracker skills
مهارتهای بازکردن قفل
safecracker job
شغل بازکردن قفل
safecracker tools
ابزارهای بازکردن قفل
safecracker techniques
تکنیکهای بازکردن قفل
safecracker team
تیم بازکردن قفل
safecracker operation
عملیات بازکردن قفل
safecracker expert
متخصص بازکردن قفل
safecracker heist
سرقت با بازکردن قفل
safecracker methods
روشهای بازکردن قفل
safecracker's code
رمز بازکردن قفل
the safecracker opened the vault with ease.
سارقان قفل با سهولت گاوصندوق را باز کرد.
he was known as the best safecracker in the city.
او به عنوان بهترین سارق قفل در شهر شناخته می شد.
the police caught the safecracker during a heist.
پلیس سارق قفل را در حین سرقت دستگیر کرد.
being a safecracker requires a lot of skill and patience.
سارق قفل بودن به مهارت و صبر زیادی نیاز دارد.
she hired a safecracker to retrieve her family heirloom.
او برای به دست آوردن ارثیه خانوادگی خود یک سارق قفل استخدام کرد.
the safecracker used a variety of tools for the job.
سارق قفل برای انجام این کار از ابزارهای مختلفی استفاده کرد.
he learned the trade of a safecracker from his father.
او تجارت سارق قفل را از پدرش یاد گرفت.
the movie featured a clever safecracker as the main character.
فیلم یک سارق قفل باهوش را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر کشید.
the safecracker planned the heist meticulously.
سارق قفل سرقت را به دقت برنامه ریزی کرد.
after years of practice, he became a master safecracker.
پس از سال ها تمرین، او به یک سارق قفل ماهر تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید