sagaing

[ایالات متحده]/'sɑːgə/
[بریتانیا]/'sɑɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داستان ماجراجویی; افسانه; عمل قهرمانانه

عبارات و ترکیب‌ها

epic saga

داستان حماسی

family saga

داستان خانوادگی

romantic saga

داستان عاشقانه

saga novel

رمان شاخه نامه

جملات نمونه

launching into the saga of her engagement.

شروع داستان ازدواج او.

recounted the saga of their family problems.

داستان مشکلات خانوادگی آن‌ها را بازگو کرد.

His suicide is the latest chapter in this terrible saga of greed and betrayal.

خودکشی او آخرین فصل از این داستان وحشتناک طمع و خیانت است.

the dramatic saga unfolds

داستان دراماتیک پیش می‌رود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید