sailplanes

[ایالات متحده]/ˈseɪlpleɪn/
[بریتانیا]/ˈseɪlpleɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گلایدر؛ گلایدر سبک وزن

عبارات و ترکیب‌ها

sailplane pilot

خلبان گلایدر

sailplane flight

پرواز با گلایدر

sailplane design

طراحی گلایدر

sailplane training

آموزش گلایدر

sailplane competition

مسابقه گلایدر

sailplane launch

پرتاب گلایدر

sailplane performance

عملکرد گلایدر

sailplane maintenance

نگهداری گلایدر

sailplane soaring

گلدرسواری

sailplane instructor

مربی گلایدر

جملات نمونه

the sailplane soared gracefully through the sky.

گلایدِر با ظرافت در آسمان پرواز کرد.

he learned to fly a sailplane at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که با گلایدِر پرواز کند.

flying a sailplane requires skill and patience.

پرواز با گلایدِر نیاز به مهارت و صبر دارد.

the sailplane glided silently over the mountains.

گلایدِر به آرامی بر فراز کوه‌ها سر خورد.

she took her first flight in a sailplane last weekend.

او آخر هفته گذشته اولین پرواز خود را با گلایدِر انجام داد.

they organized a sailplane competition this summer.

آنها یک مسابقه گلایدِر را تابستان امسال برگزار کردند.

the sailplane's performance impressed all the spectators.

عملکرد گلایدِر همه تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.

he enjoys the challenge of flying a sailplane.

او از چالش پرواز با گلایدِر لذت می برد.

she dreams of becoming a sailplane pilot one day.

او رویای تبدیل شدن به خلبان گلایدِر را در یک روز دارد.

the sailplane's wings were designed for maximum lift.

بال‌های گلایدِر برای حداکثر لیفت طراحی شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید