saline

[ایالات متحده]/ˈseɪlaɪn/
[بریتانیا]/ˈseɪliːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی نمک؛ مربوط به نمک
n. دریاچه نمکی؛ ملین نمکی

عبارات و ترکیب‌ها

saline solution

محلول سرم

saline drip

قطره سرم

saline nasal spray

اسپری بینی سرم

saline soil

خاک سرم

normal saline

سرم نرمال

saline water

آب سرم

physiological saline

سولوشن فیزیولوژیکی

hypertonic saline

سولوشن پرتنیک

جملات نمونه

an isotonic saline solution.

یک محلول سدیم ایزو تونیک

He is on a saline drip.

او تحت سرم نمکی قرار دارد.

saline was infused into the aorta.

نمک در آئورت تزریق شد.

0.3 ml of saline is gently flushed through the tube.

به آرامی 0.3 میلی‌لیتر محلول نمکی از طریق لوله عبور داده می‌شود.

Examples: Lithia, saline, and sulphur waters.

نمونه‌ها: لیتیا، آبشور و آب گوگرد.

The effective method treating this headache common uses are saline infusion from epidural gap and autoblood patch.

روش موثر درمان این سردرد، استفاده از تزریق سرم از فضای اپیدورال و پچ خودخون است.

The precusors of dinosteranes were dinoflagellate algae developed in the saline and brackish water environments.

پیش‌سازهای دینوستران‌ها جلبک‌های دوکه‌ای بودند که در محیط‌های آب شور و شوراب توسعه یافته بودند.

The use of extra-amniotic saline infusion with a balloon catheter or a double balloon catheter (Atad ripener) also appears to be effective for cervical ripening.

استفاده از سرم نمکی فراآمنیوتیک با استفاده از کاتتر بالونی یا کاتتر بالون دوگانه (آتا رپر) نیز به نظر می‌رسد برای رسیدن گردن رحم موثر است.

Under to the rainy season, salinity along with moisture content to under movement, the saline-alkali soil is in the eluviation time ;

در طول فصل بارانی، شوری همراه با محتوای رطوبت در حال حرکت است، خاک شور و قلیایی در زمان شسته شدن قرار دارد.

The zooplankton community in spring had warm-temperate offshore characteristics, and warm-temperate offshore, coastal lower saline and warm-water eurytopic characteristics in autumn.

جامعه­ی دگردایان در بهار دارای ویژگی­های ساحلی معتدل گرمسیری بود و در پاییز دارای ویژگی­های ساحلی معتدل گرمسیری، ساحلی، کم­شور و همه‌گیر در آب­های گرم.

typical halophyte landscapes are haloeremion landscape, salt marsh landscape, salt shrub landscape and saline meadow landscape.

مناظر معمولی هالو فیت ها عبارتند از منظره هالو ارامیون، منظره تالاب نمکی، منظره درختچه نمکی و مراتع نمکی.

AIM To observe protective effect of hyperoxia balanced saline solution on reperfusion injury caused by bleeding shock.

هدف: بررسی اثر محافظتی محلول آب­نمک متعادل حاوی هایپر اکسیا بر آسیب­های رپر فیوژن ناشی از شوک خونریزی.

Objective: To study on the effect of normal saline and heparin dilution to prevent phlebothrombosis for patients after PICC tube indwelling.

هدف: بررسی اثر سرم فیزیولوژیک و رقیق کردن هپارین برای پیشگیری از ترومبوز وریدی در بیماران پس از قرار دادن لوله PICC.

The 2nd often vegetable, when vegetable is burned, these do not cheer saline condiment, when eating, irrigate with mix up of butter, bovril go up in these vegetable.

سبزی دوم، وقتی سبزی سوخته است، اینها طعم دهنده شور را شاد نمی‌کنند، هنگام خوردن، با مخلوطی از کره آبیاری کنید، bovril در این سبزی بالا می‌رود.

Saline deposits of salt lake consist of more t han 10 salt minerals, but the glauber salt, glaserite, pgrotechnite, hanksite, n atron, trona and halite are mainly salt minerals.

رسوبات آب­نمک دریاچه­ی نمک از بیش از 10 ماده­ی معدنی نمکی تشکیل شده­اند، اما نمک اپسوم، گلازرایت، پی‌گروتکنایت، هینک‌سایت، آترون، ترون و هالیت عمدتاً مواد معدنی نمکی هستند.

Results Compared with the saline group and the saralasin-pretreated group,the lung tissue wet/dry ratio and lung injury score were significantly increased in meconium group(P <0.05);

نتایج: در مقایسه با گروه آب­نمک و گروه پیش­درمانده با سارالاسین، نسبت وزن­به­خشک بافت ریه و نمره­ی آسیب ریه در گروه مکونیوم به طور معنی­داری افزایش یافت (P <0.05).

نمونه‌های واقعی

So I've tried those saline sprays up my nose.

من آن اسپری‌های سالین را به داخل بینی‌ام امتحان کرده‌ام.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

Only those rats given the saline sired offspring.

فقط آن موش‌هایی که سالین دریافت کردند، بچه‌زا شدند.

منبع: The Economist - Technology

Olivia, start saline at 500 milliliters an hour.

اولیویا، سالین را با سرعت 500 میلی‌لیتر در ساعت شروع کن.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

97% of all the water on earth is saline.

97 درصد از کل آب روی زمین شور است.

منبع: If there is a if.

In fact, they were more bothered by saline solution.

در واقع، آنها بیشتر از محلول سالین آزرده خاطر بودند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2013

Yeah, those saline ones are pretty good.

بله، آنهایی که سالین هستند، خیلی خوب هستند.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

Those saline sprays do help me, so maybe some more of those.

آن اسپری‌های سالین به من کمک می‌کنند، شاید چند مورد دیگر از آنها.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

Surgeons then place the organ in a mix of cold saline and preservation solution.

جراحان سپس عضو را در مخلوطی از سالین سرد و محلول حفظ کننده قرار می‌دهند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

At the same time, some of the subjects received ghrelin; others got only saline.

همزمان، برخی از افراد مورد آزمایش غرهلین دریافت کردند؛ دیگران فقط سالین دریافت کردند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 Collection

I have the crash cart, the defibrillator, the ambu bag, saline...-Do what, Izzie?

من گاری تصادف، دستگاه شوک الکتریکی، کیسه آمبو، سالین دارم... چه کار می‌کنی، ایزی؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید