fresh sallet
سالاد تازه
green sallet
سالاد سبز
herb sallet
سالاد گیاهی
salad sallet
سالاد سالاد
simple sallet
سالاد ساده
mixed sallet
سالاد مخلوط
vegetable sallet
سالاد سبزیجات
tossed sallet
سالاد رها شده
fruit sallet
سالاد میوه
classic sallet
سالاد کلاسیک
she wore a beautiful sallet at the medieval fair.
او یک سالت زیبا در نمایشگاه قرون وسطی پوشید.
the sallet was a popular choice among knights.
سالت یک انتخاب محبوب در بین شوالیهها بود.
he polished his sallet before the tournament.
او سالت خود را قبل از مسابقه صیقل داد.
the sallet provided good protection during battle.
سالت در طول نبرد محافظت خوبی ارائه میداد.
she admired the intricate designs on the sallet.
او طرحهای پیچیده روی سالت را تحسین کرد.
knights often customized their sallet for better fit.
شوالیهها اغلب سالت خود را برای تناسب بهتر سفارشی میکردند.
the sallet was made of durable steel.
سالت از فولاد بادوام ساخته شده بود.
he carefully placed his sallet on the table.
او با دقت سالت خود را روی میز گذاشت.
during the reenactment, they wore authentic sallets.
در طول بازسازی، آنها سالتهای اصیل پوشیدند.
she found an antique sallet at the flea market.
او یک سالت عتیقه در بازار دست دوم پیدا کرد.
fresh sallet
سالاد تازه
green sallet
سالاد سبز
herb sallet
سالاد گیاهی
salad sallet
سالاد سالاد
simple sallet
سالاد ساده
mixed sallet
سالاد مخلوط
vegetable sallet
سالاد سبزیجات
tossed sallet
سالاد رها شده
fruit sallet
سالاد میوه
classic sallet
سالاد کلاسیک
she wore a beautiful sallet at the medieval fair.
او یک سالت زیبا در نمایشگاه قرون وسطی پوشید.
the sallet was a popular choice among knights.
سالت یک انتخاب محبوب در بین شوالیهها بود.
he polished his sallet before the tournament.
او سالت خود را قبل از مسابقه صیقل داد.
the sallet provided good protection during battle.
سالت در طول نبرد محافظت خوبی ارائه میداد.
she admired the intricate designs on the sallet.
او طرحهای پیچیده روی سالت را تحسین کرد.
knights often customized their sallet for better fit.
شوالیهها اغلب سالت خود را برای تناسب بهتر سفارشی میکردند.
the sallet was made of durable steel.
سالت از فولاد بادوام ساخته شده بود.
he carefully placed his sallet on the table.
او با دقت سالت خود را روی میز گذاشت.
during the reenactment, they wore authentic sallets.
در طول بازسازی، آنها سالتهای اصیل پوشیدند.
she found an antique sallet at the flea market.
او یک سالت عتیقه در بازار دست دوم پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید