salmonberry

[ایالات متحده]/ˈsælmənˌbɛri/
[بریتانیا]/ˈsælmənˌbɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی توت از درختچه‌ای که در آمریکای شمالی یافت می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

salmonberry bush

شاخ و خاره‌ای از توت‌ولای

salmonberry jam

ژله توت‌ولای

salmonberry season

فصل توت‌ولای

salmonberry picking

چیدن توت‌ولای

salmonberry fruit

میوه توت‌ولای

salmonberry plant

گیاه توت‌ولای

salmonberry patch

منطقه توت‌ولای

salmonberry tea

چای توت‌ولای

salmonberry flavor

طعم توت‌ولای

salmonberry recipe

دستور پخت توت‌ولای

جملات نمونه

salmonberries grow in coastal regions.

توت‌های سالمون در مناطق ساحلی رشد می‌کنند.

we picked salmonberries during our hike.

ما در حین پیاده‌روی توت‌های سالمون را چیدیم.

salmonberry bushes attract many birds.

بوته‌های توت سالمون بسیاری از پرندگان را جذب می‌کنند.

the taste of salmonberries is unique.

طعم توت‌های سالمون منحصر به فرد است.

salmonberry jam is a delicious treat.

ژله توت سالمون یک خوراکی خوشمزه است.

children love to eat fresh salmonberries.

بچه‌ها عاشق خوردن توت‌های سالمون تازه هستند.

salmonberries can be found in the wild.

می‌توان توت‌های سالمون را در طبیعت یافت.

we made a pie using salmonberries.

ما یک پای با استفاده از توت‌های سالمون درست کردیم.

salmonberry season is in late summer.

فصل توت سالمون در اواخر تابستان است.

many people enjoy foraging for salmonberries.

بسیاری از مردم از جمع‌آوری توت‌های سالمون لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید