salsillas

[ایالات متحده]/sælˈsɪləz/
[بریتانیا]/sælˈsɪləz/

ترجمه

n. جمع سالسیلا

عبارات و ترکیب‌ها

frescas salsillas

سالسیل‌های تازه

salsillas hervidas

سالسیل‌های پخته شده

comer salsillas

خوردن سالسیل

salsillas frescas

سالسیل‌های تازه

sopa de salsillas

سوپ سالسیل

una salsilla

یک سالسیل

salsillas asadas

سالسیل‌های گرم شده

más salsillas

بیشتر سالسیل

salsillas pequeñas

سالسیل‌های کوچک

las salsillas

سالسیل‌ها

جملات نمونه

the chef prepared a delicious salsillas sauce for the tacos.

شکف با یک سالسیلا لذیذ برای تاکو ها آماده کرد.

i bought fresh salsillas from the local market.

من سالسیلا تازه از بازار محلی خریداری کردم.

my grandmother makes the best traditional salsillas recipe.

مادربزرگ من بهترین وسیله سنتی سالسیلا را می سازد.

the salsillas salad was refreshing on a hot summer day.

سالسیلا سالاد در یک روز گرم تابستانی تازگی بخش بود.

we served boiled salsillas with garlic butter.

ما سالسیلا پخته شده را با مارگریت چغنی سرو کردیم.

the restaurant is famous for its spicy salsillas dish.

این رستوران به خاطر دسر سالسیلا چیلی معروف است.

you should try the homemade salsillas this weekend.

شما باید این هفته این سالسیلا ساخته شده در خانه را امتحان کنید.

salsillas are rich in vitamins and minerals.

سالسیلا در ویتامین و مواد معدنی غنی است.

the special sauce made the salsillas even more flavorful.

سس ویژه سالسیلا را بیشتر طعم داد.

i learned how to cook salsillas from a mexican cooking show.

من چگونگی پختن سالسیلا را از یک نمایش پختن مکزیکی یاد گرفتم.

the salsillas was served with steamed rice.

سالسیلا با برنج پخته شده سرو شد.

these fresh salsillas look perfect for tonight's dinner.

این سالسیلا تازه برای شام امروز کامل به نظر می رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید