salsolas

[ایالات متحده]/ˈsælsələ/
[بریتانیا]/ˈsælsələ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنس گیاهان شامل نمک‌خاراها

عبارات و ترکیب‌ها

salsola soda

سلسلا سودا

salsola tragus

سلسلا تراگوس

salsola kali

سلسلا کالی

salsola oppositifolia

سلسلا اپوزیتوفیلیا

salsola pestifer

سلسلا پستیفر

salsola divaricata

سلسلا دیوریکاتا

salsola ramosissima

سلسلا راموسیسما

salsola lepidophylla

سلسلا لپیدوفیلیا

salsola iberica

سلسلا ایبریکا

salsola komarovii

سلسلا کاماروفیی

جملات نمونه

salsola is often used in traditional medicine.

سلسلا اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

farmers cultivate salsola for its nutritional benefits.

کشاورزان به دلیل فواید تغذیه‌ای، سلسولا را کشت می‌کنند.

the salsola plant thrives in arid environments.

گیاه سلسولا در محیط‌های خشک رشد می‌کند.

salsola species can be found in many regions worldwide.

گونه‌های سلسولا را می‌توان در بسیاری از مناطق جهان یافت.

people use salsola as a natural remedy for various ailments.

افراد از سلسولا به عنوان یک درمان طبیعی برای بیماری‌های مختلف استفاده می‌کنند.

research shows that salsola has antioxidant properties.

تحقیقات نشان می‌دهد که سلسولا دارای خواص آنتی‌اکسیدانی است.

in some cultures, salsola is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، سلسولا به عنوان یک غذای لذیذ در نظر گرفته می‌شود.

salsola is often included in herbal supplements.

سلسولا اغلب در مکمل‌های گیاهی گنجانده می‌شود.

children learn about the importance of salsola in ecology.

کودکان در مورد اهمیت سلسولا در اکولوژی یاد می‌گیرند.

many recipes feature salsola as a key ingredient.

دستورالعمل‌های غذایی زیادی دارای سلسولا به عنوان یک ماده اصلی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید