saltcellars

[ایالات متحده]/ˈsɔːlˌsɛlə/
[بریتانیا]/ˈsɔltˌsɛlər/

ترجمه

n. یک ظرف برای نگهداری نمک; یک بشقاب کوچک برای سرو نمک

عبارات و ترکیب‌ها

saltcellar set

ست نمکدان

silver saltcellar

نمکدان نقره‌ای

saltcellar design

طراحی نمکدان

decorative saltcellar

نمکدان تزئینی

glass saltcellar

نمکدان شیشه‌ای

saltcellar lid

درپوش نمکدان

ceramic saltcellar

نمکدان سرامیکی

saltcellar collection

کلکسیون نمکدان

saltcellar spoon

قاشق نمکدان

wooden saltcellar

نمکدان چوبی

جملات نمونه

she placed the saltcellar on the dining table.

او نمکدان را روی میز ناهار قرار داد.

the saltcellar was made of fine porcelain.

نمکدان از چینی خوب ساخته شده بود.

he reached for the saltcellar to season his food.

او برای طعم دادن به غذایش به سمت نمکدان رفت.

the saltcellar was empty after the dinner party.

بعد از مهمانی شام، نمکدان خالی بود.

she accidentally knocked over the saltcellar.

او به طور تصادفی نمکدان را واژگون کرد.

we need to refill the saltcellar before the next meal.

ما باید قبل از وعده غذایی بعدی نمکدان را دوباره پر کنیم.

the antique saltcellar was a family heirloom.

نمکدان قدیمی یک ارثیه خانوادگی بود.

she chose a decorative saltcellar for the table setting.

او یک نمکدان تزئینی برای چیدمان میز انتخاب کرد.

he prefers using a saltcellar over a shaker.

او ترجیح می دهد از نمکدان به جای شیکر استفاده کند.

they found a matching saltcellar and pepper shaker set.

آنها یک مجموعه نمکدان و شیکر فلفل متطابق پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید