salted

[ایالات متحده]/'sɔːltɪd/
[بریتانیا]/'sɔltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با نمک مزه‌دار شده؛ دارای تجربه
v. به آن نمک اضافه کردن؛ به آن علاقه اضافه کردن؛ با نمک ترشی‌دار شده

عبارات و ترکیب‌ها

salted butter

کره نمک‌دار

salted caramel

کارامل نمکی

salted fish

ماهی نمک سود

salted nuts

آجیل نمکی

salted popcorn

پاپ کورن نمکی

salted vegetable

سبزیجات نمکی

salted duck egg

تخم اردک نمک سود

جملات نمونه

cook the carrots in boiling salted water.

هویج‌ها را در آب جوش نمک بپزید.

The meat was salted away for future use.

گوشت برای استفاده آینده نمک‌گذاری شد.

The hills were salted with a light fall of snow.

تپه‌ها با بارش ملایان برف نمک‌گذاری شده بودند.

Her conversation was salted with wit.

گفتگوی او با طنزنمک‌گذاری شده بود.

His every phrase is salted with personality.

هر عبارت او با شخصیت نمک‌گذاری شده است.

Cook the pasta in plenty of boiling salted water.

پاستا را در مقدار زیادی آب جوش نمک‌دار بپزید.

She has salted down enough money to buy a house.

او به اندازه‌ای پول نمک‌گذاری کرده است که بتواند خانه‌ای بخرد.

The chemical must be salted out and allowed to dry.

مواد شیمیایی باید خارج شده و خشک شود.

German salted pettitoes was a kind of westen-style cooked food.

پتوتوی نمک‌گذاری شده آلمانی نوعی غذای پخته به سبک غرب بود.

As soon as I came out he handed me a bottle of salted water.

به محض اینکه بیرون آمدم، یک بطری آب نمکی به دستم داد.

"Does he have any other flairs? Say, can he father a country, or fluff cotton, or make salted-meat?"

آیا او استعدادهای دیگری هم دارد؟ بگو ببین، آیا می تواند کشوری را به دنیا بیاورد، یا پنبه را پف دهد، یا گوشت نمک سود کند؟

He sharpened the scythes on the grindstone, slaughtered a pig, caught and salted fish, ground barley in a water-driven gristmill and grew and stored potatoes.

او چاقوها را روی سنگ آسیاب تیز کرد، خاری را کشت، ماهی را گرفت و نمک زد، جو را در آسیاب آبی آسیاب کرد و سیب زمینی کاشت و ذخیره کرد.

Nan an pressed salted duck was fermented by co-fermentation of Lactobacillus plantarum,Pediococcus pentosaceus,Staphylococcus xylosus and Micrococcus varians.

نان آن، اردک نمک‌گذاری شده پرس شده، از طریق تخمیر مشترک لاکتوباسیلوس پلانتاروم، پدیوکوکوس پنتوساسس، استافیلوکوکوس زایلوسوس و میکروکوکوس واریانس تخمیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید