salving

[ایالات متحده]/ˈsælvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsæl.vɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای آرام کردن یا کاهش گناه یا ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

salving wounds

التئاء جراحات

salving pain

کاهش درد

salving fears

آرام کردن ترس‌ها

salving grief

تسکین غم

salving doubts

رفع تردیدها

salving issues

حل مشکلات

salving anger

آرام کردن خشم

salving hearts

آرام کردن دل‌ها

salving conflicts

حل اختلافات

salving relationships

بهبود روابط

جملات نمونه

salving old wounds can be a difficult process.

التئام زخم‌های قدیمی می‌تواند یک فرآیند دشوار باشد.

he spent years salving his guilt over the incident.

او سال‌ها برای التیام احساس گناه خود در مورد حادثه وقت گذراند.

she found salving her friend's pain to be rewarding.

او التیام بخشیدن درد دوستش را ارزشمند یافت.

salving the community's concerns was his top priority.

التیاس نگرانی‌های جامعه اولویت اصلی او بود.

the therapist focused on salving emotional distress.

درمانگر بر التیام ناراحتی‌های عاطفی تمرکز کرد.

salving the rift between the two families took time.

التیاس شکاف بین دو خانواده زمان برد.

she wrote a letter, salving her feelings of regret.

او نامه‌ای نوشت و احساسات پشیمانی خود را التیام بخشید.

salving the tension in the room was essential for progress.

التیاس تنش در اتاق برای پیشرفت ضروری بود.

they organized a meeting aimed at salving disputes.

آنها جلسه‌ای را برای حل اختلافات سازماندهی کردند.

salving her worries helped her focus on her work.

التیاس نگرانی‌های او به او کمک کرد تا بر روی کار خود تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید