salving wounds
التئاء جراحات
salving pain
کاهش درد
salving fears
آرام کردن ترسها
salving grief
تسکین غم
salving doubts
رفع تردیدها
salving issues
حل مشکلات
salving anger
آرام کردن خشم
salving hearts
آرام کردن دلها
salving conflicts
حل اختلافات
salving relationships
بهبود روابط
salving old wounds can be a difficult process.
التئام زخمهای قدیمی میتواند یک فرآیند دشوار باشد.
he spent years salving his guilt over the incident.
او سالها برای التیام احساس گناه خود در مورد حادثه وقت گذراند.
she found salving her friend's pain to be rewarding.
او التیام بخشیدن درد دوستش را ارزشمند یافت.
salving the community's concerns was his top priority.
التیاس نگرانیهای جامعه اولویت اصلی او بود.
the therapist focused on salving emotional distress.
درمانگر بر التیام ناراحتیهای عاطفی تمرکز کرد.
salving the rift between the two families took time.
التیاس شکاف بین دو خانواده زمان برد.
she wrote a letter, salving her feelings of regret.
او نامهای نوشت و احساسات پشیمانی خود را التیام بخشید.
salving the tension in the room was essential for progress.
التیاس تنش در اتاق برای پیشرفت ضروری بود.
they organized a meeting aimed at salving disputes.
آنها جلسهای را برای حل اختلافات سازماندهی کردند.
salving her worries helped her focus on her work.
التیاس نگرانیهای او به او کمک کرد تا بر روی کار خود تمرکز کند.
salving wounds
التئاء جراحات
salving pain
کاهش درد
salving fears
آرام کردن ترسها
salving grief
تسکین غم
salving doubts
رفع تردیدها
salving issues
حل مشکلات
salving anger
آرام کردن خشم
salving hearts
آرام کردن دلها
salving conflicts
حل اختلافات
salving relationships
بهبود روابط
salving old wounds can be a difficult process.
التئام زخمهای قدیمی میتواند یک فرآیند دشوار باشد.
he spent years salving his guilt over the incident.
او سالها برای التیام احساس گناه خود در مورد حادثه وقت گذراند.
she found salving her friend's pain to be rewarding.
او التیام بخشیدن درد دوستش را ارزشمند یافت.
salving the community's concerns was his top priority.
التیاس نگرانیهای جامعه اولویت اصلی او بود.
the therapist focused on salving emotional distress.
درمانگر بر التیام ناراحتیهای عاطفی تمرکز کرد.
salving the rift between the two families took time.
التیاس شکاف بین دو خانواده زمان برد.
she wrote a letter, salving her feelings of regret.
او نامهای نوشت و احساسات پشیمانی خود را التیام بخشید.
salving the tension in the room was essential for progress.
التیاس تنش در اتاق برای پیشرفت ضروری بود.
they organized a meeting aimed at salving disputes.
آنها جلسهای را برای حل اختلافات سازماندهی کردند.
salving her worries helped her focus on her work.
التیاس نگرانیهای او به او کمک کرد تا بر روی کار خود تمرکز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید