fire a salvo
اجرای آتش متوالی
salvo of criticism
گروهی از انتقادات
she unloosed a salvo of condescension.
او طوفانی از تحقیر را رها کرد.
the pardons provoked a salvo of accusations.
بخششها باعث یک موج اتهامات شد.
The soldiers fired a salvo of bullets.
سربازان یکدیگرب را با یک گشتی گلوله شلیک کردند.
The company launched a salvo of new products.
شرکت مجموعهای از محصولات جدید را عرضه کرد.
The politician delivered a salvo of accusations against his opponent.
سیاستمدار مجموعهای از اتهامات را علیه رقیب خود مطرح کرد.
The team responded with a salvo of goals in the second half.
تیم در نیمه دوم با مجموعهای از گلها پاسخ داد.
The protesters launched a salvo of demands at the government.
معترضان مجموعهای از خواستهها را به دولت ارائه کردند.
The concert ended with a salvo of fireworks.
اجرا با مجموعهای از آتشبازی به پایان رسید.
The chef prepared a salvo of appetizers for the guests.
سرآشپز مجموعهای از پیشغذاها را برای مهمانان آماده کرد.
The speaker delivered a salvo of jokes to lighten the mood.
سخنرانی مجموعهای از لطیفهها را برای تلطیف فضا ارائه کرد.
The artist unveiled a salvo of new paintings at the gallery.
هنرمند مجموعهای از نقاشیهای جدید را در گالری رونمایی کرد.
The team captain fired a salvo of encouragement to motivate his teammates.
سرمربی تیم مجموعهای از تشویق را برای ایجاد انگیزه در همتیمیهای خود شلیک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید