salvor

[ایالات متحده]/ˈsæl.vər/
[بریتانیا]/ˈsæl.vɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا کشتی که در نجات یک کشتی در خطر کمک می‌کند؛ شخص یا کشتی که در عملیات نجات مشغول است
Word Forms
جمعsalvors

عبارات و ترکیب‌ها

salvor of ships

نجات کشتی‌ها

salvor rights

حقوق نجات‌دهنده

salvor's claim

ادعای نجات‌دهنده

salvor agreement

توافقنامه نجات

salvor services

خدمات نجات

salvor operations

عملیات نجات

salvor compensation

جبران خسارت نجات‌دهنده

salvor duties

وظایف نجات‌دهنده

salvor liability

مسئولیت نجات‌دهنده

salvor vessel

کشتی نجات

جملات نمونه

the salvor arrived on the scene to assist with the rescue operation.

نجاتگران در صحنه حاضر شدند تا در عملیات نجات کمک کنند.

the shipwreck was a challenge for the salvor team.

کشتی غرق شده چالشی برای تیم نجات بود.

the salvor worked tirelessly to recover the sunken vessel.

نجاتگران بی‌وقفه برای بازیابی کشتی غرق شده تلاش کردند.

insurance companies often hire a salvor for maritime incidents.

شرکت‌های بیمه اغلب برای حوادث دریایی یک نجاتگر استخدام می‌کنند.

the salvor's expertise was crucial in the operation.

تخصص نجاتگران در این عملیات بسیار مهم بود.

salvage rights can be a complex issue for the salvor.

حقوق نجات می‌تواند یک موضوع پیچیده برای نجاتگر باشد.

the salvor used advanced technology to locate the wreck.

نجاتگران از فناوری پیشرفته برای یافتن لاشه کشتی استفاده کردند.

after the storm, the salvor surveyed the damaged boats.

پس از طوفان، نجاتگران قایق‌های آسیب‌دیده را بررسی کردند.

the salvor received recognition for their successful recovery efforts.

نجاتگران برای تلاش‌های موفقیت‌آمیز بازیابی مورد تقدیر قرار گرفتند.

working as a salvor requires both skill and bravery.

کار کردن به عنوان یک نجاتگر هم به مهارت و هم به شجاعت نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید