| جمع | salvors |
salvor of ships
نجات کشتیها
salvor rights
حقوق نجاتدهنده
salvor's claim
ادعای نجاتدهنده
salvor agreement
توافقنامه نجات
salvor services
خدمات نجات
salvor operations
عملیات نجات
salvor compensation
جبران خسارت نجاتدهنده
salvor duties
وظایف نجاتدهنده
salvor liability
مسئولیت نجاتدهنده
salvor vessel
کشتی نجات
the salvor arrived on the scene to assist with the rescue operation.
نجاتگران در صحنه حاضر شدند تا در عملیات نجات کمک کنند.
the shipwreck was a challenge for the salvor team.
کشتی غرق شده چالشی برای تیم نجات بود.
the salvor worked tirelessly to recover the sunken vessel.
نجاتگران بیوقفه برای بازیابی کشتی غرق شده تلاش کردند.
insurance companies often hire a salvor for maritime incidents.
شرکتهای بیمه اغلب برای حوادث دریایی یک نجاتگر استخدام میکنند.
the salvor's expertise was crucial in the operation.
تخصص نجاتگران در این عملیات بسیار مهم بود.
salvage rights can be a complex issue for the salvor.
حقوق نجات میتواند یک موضوع پیچیده برای نجاتگر باشد.
the salvor used advanced technology to locate the wreck.
نجاتگران از فناوری پیشرفته برای یافتن لاشه کشتی استفاده کردند.
after the storm, the salvor surveyed the damaged boats.
پس از طوفان، نجاتگران قایقهای آسیبدیده را بررسی کردند.
the salvor received recognition for their successful recovery efforts.
نجاتگران برای تلاشهای موفقیتآمیز بازیابی مورد تقدیر قرار گرفتند.
working as a salvor requires both skill and bravery.
کار کردن به عنوان یک نجاتگر هم به مهارت و هم به شجاعت نیاز دارد.
salvor of ships
نجات کشتیها
salvor rights
حقوق نجاتدهنده
salvor's claim
ادعای نجاتدهنده
salvor agreement
توافقنامه نجات
salvor services
خدمات نجات
salvor operations
عملیات نجات
salvor compensation
جبران خسارت نجاتدهنده
salvor duties
وظایف نجاتدهنده
salvor liability
مسئولیت نجاتدهنده
salvor vessel
کشتی نجات
the salvor arrived on the scene to assist with the rescue operation.
نجاتگران در صحنه حاضر شدند تا در عملیات نجات کمک کنند.
the shipwreck was a challenge for the salvor team.
کشتی غرق شده چالشی برای تیم نجات بود.
the salvor worked tirelessly to recover the sunken vessel.
نجاتگران بیوقفه برای بازیابی کشتی غرق شده تلاش کردند.
insurance companies often hire a salvor for maritime incidents.
شرکتهای بیمه اغلب برای حوادث دریایی یک نجاتگر استخدام میکنند.
the salvor's expertise was crucial in the operation.
تخصص نجاتگران در این عملیات بسیار مهم بود.
salvage rights can be a complex issue for the salvor.
حقوق نجات میتواند یک موضوع پیچیده برای نجاتگر باشد.
the salvor used advanced technology to locate the wreck.
نجاتگران از فناوری پیشرفته برای یافتن لاشه کشتی استفاده کردند.
after the storm, the salvor surveyed the damaged boats.
پس از طوفان، نجاتگران قایقهای آسیبدیده را بررسی کردند.
the salvor received recognition for their successful recovery efforts.
نجاتگران برای تلاشهای موفقیتآمیز بازیابی مورد تقدیر قرار گرفتند.
working as a salvor requires both skill and bravery.
کار کردن به عنوان یک نجاتگر هم به مهارت و هم به شجاعت نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید