samisen

[ایالات متحده]/ˈsæmɪsən/
[بریتانیا]/ˈsæmɪsɛn/

ترجمه

n. ساز موسیقی سه‌تار ژاپنی که شبیه گیتار است
Word Forms
جمعsamisens

عبارات و ترکیب‌ها

play samisen

اجرای ساز سامی‌سن

samisen music

موسیقی سامی‌سن

samisen player

نوازنده سامی‌سن

traditional samisen

سامی‌سن سنتی

samisen performance

اجرای سامی‌سن

samisen style

سبک سامی‌سن

learn samisen

یادگیری سامی‌سن

samisen lesson

درس سامی‌سن

samisen festival

جشنواره سامی‌سن

samisen art

هنر سامی‌سن

جملات نمونه

she plays the samisen beautifully at the festival.

او به زیبایی با ساز سامیسن در جشنواره می‌نوازد.

the sound of the samisen filled the room.

صدای ساز سامیسن اتاق را پر کرد.

he learned to play the samisen from his grandfather.

او نواختن ساز سامیسن را از پدربزرگش یاد گرفت.

they performed a traditional song on the samisen.

آنها یک ترانه سنتی را با ساز سامیسن اجرا کردند.

the samisen is an important part of japanese culture.

ساز سامیسن بخش مهمی از فرهنگ ژاپن است.

we enjoyed a beautiful samisen performance last night.

ما شب گذشته از یک اجرای زیبا با ساز سامیسن لذت بردیم.

learning to play the samisen takes dedication and practice.

یادگیری نواختن ساز سامیسن نیاز به تعهد و تمرین دارد.

she bought a new samisen from the local shop.

او یک ساز سامیسن جدید از مغازه محلی خرید.

he often listens to samisen music while studying.

او اغلب در حالی که درس می‌خواند به موسیقی ساز سامیسن گوش می‌دهد.

the samisen's unique sound captivates the audience.

صدای منحصر به فرد ساز سامیسن مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید