sanitarium

[ایالات متحده]/ˌsænɪˈtɛəriəm/
[بریتانیا]/ˌsænɪˈtɛriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرکز پزشکی برای بیماری‌های طولانی‌مدت یا بهبودی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mental sanitarium

آسایشگاه روانی

sanitarium staff

پرسنل آسایشگاه

abandoned sanitarium

آسایشگاه متروکه

sanitarium patient

بیمار آسایشگاه

sanitarium visit

بازدید از آسایشگاه

historic sanitarium

آسایشگاه تاریخی

sanitarium treatment

درمان در آسایشگاه

local sanitarium

آسایشگاه محلی

sanitarium grounds

محوطه آسایشگاه

sanitarium director

مدیر آسایشگاه

جملات نمونه

the patient was sent to a sanitarium for treatment.

بیمار برای درمان به یک санаatorium فرستاده شد.

many people seek peace in a sanitarium.

بسیاری از مردم صلح را در یک санаatorium جستجو می‌کنند.

she worked as a nurse in a sanitarium.

او به عنوان پرستار در یک санаatorium کار می‌کرد.

the sanitarium offered various therapies.

سانatorium انواع درمان‌ها را ارائه می‌داد.

he spent a year recovering in the sanitarium.

او یک سال را در санаatorium در حال بهبودی گذراند.

living in a sanitarium can be isolating.

زندگی در یک санаatorium می‌تواند منزوی‌کننده باشد.

the sanitarium was surrounded by beautiful mountains.

سانatorium توسط کوه‌های زیبا احاطه شده بود.

visitors are welcome at the sanitarium on weekends.

در آخر هفته‌ها از بازدیدکنندگان در санаatorium استقبال می‌شود.

she found solace in the quiet of the sanitarium.

او آرامش را در سکوت санаatorium یافت.

the sanitarium had a strict schedule for patients.

سانatorium یک برنامه سختگیرانه برای بیماران داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید