sanitised

[ایالات متحده]/ˈsænɪtaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsænɪtaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای ایمن کردن چیزی با انجام اقدامات بهداشتی؛ ضدعفونی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sanitised environment

محیط ضدعفونی شده

sanitised products

محصولات ضدعفونی شده

sanitised surfaces

سطوح ضدعفونی شده

sanitised hands

دست‌های ضدعفونی شده

sanitised equipment

تجهیزات ضدعفونی شده

sanitised areas

مناطق ضدعفونی شده

sanitised spaces

فضاهای ضدعفونی شده

sanitised food

غذاهای ضدعفونی شده

sanitised tools

ابزارهای ضدعفونی شده

sanitised water

آب ضدعفونی شده

جملات نمونه

the company sanitised the workspace before reopening.

شرکت فضای کاری را قبل از بازگشایی ضدعفونی کرد.

all the equipment was sanitised after each use.

تمام تجهیزات پس از هر بار استفاده ضدعفونی شدند.

it's important to have sanitised surfaces in a hospital.

وجود سطوح ضدعفونی شده در یک بیمارستان مهم است.

they sanitised the playground to ensure children's safety.

آنها زمین بازی را برای اطمینان از ایمنی کودکان ضدعفونی کردند.

after the event, all items were thoroughly sanitised.

پس از رویداد، تمام اقلام به طور کامل ضدعفونی شدند.

the restaurant sanitised its kitchen regularly.

رستوران به طور منظم آشپزخانه خود را ضدعفونی می کرد.

sanitised hands help prevent the spread of germs.

دست‌های ضدعفونی شده به جلوگیری از انتشار میکروب‌ها کمک می‌کنند.

before the surgery, the instruments were sanitised.

قبل از جراحی، ابزارها ضدعفونی شدند.

the staff sanitised the restrooms frequently.

پرسنل به طور مکرر سرویس‌های بهداشتی را ضدعفونی می‌کردند.

they ensured that the food preparation area was sanitised.

آنها اطمینان حاصل کردند که فضای آماده سازی غذا ضدعفونی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید