saroyan

[ایالات متحده]/səˈrɔɪən/
[بریتانیا]/səˈrɔɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prop. n. نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعsaroyans

جملات نمونه

william saroyan was an armenian-american novelist known for his short stories.

ویلیام سارویان نویسنده ارمنی-آمریکایی بود که به داستان‌های کوتاه خود معروف بود.

saroyan's work often featured themes of family and community.

کارهای سارویان اغلب موضوعات خانواده و جامعه را شامل می‌شد.

many readers appreciate saroyan's unique literary style.

بیشتر خوانندگان سبک ادبی منحصر به فرد سارویان را دوست دارند.

saroyan won the pulitzer prize for fiction in 1940.

سارویان در سال 1940 جایزه پولیتزر را برای داستان‌های خود دریافت کرد.

the writings of saroyan captured the spirit of california.

نوشته‌های سارویان روح کالیفرنیا را به تصویر کشید.

saroyan's characters were often working-class immigrants.

شخصیت‌های سارویان اغلب مهاجران کلاس کارگر بودند.

critics praised saroyan's poetic simplicity in prose.

بازیگران ادبیات سادگی شاعرانه سارویان را ستایش کردند.

saroyan's masterpiece the human comedy remains influential.

کار اصلی سارویان، «کمدی انسانی»، هنوز تأثیرگذار می‌ماند.

students often study saroyan's works in american literature courses.

دانشجویان اغلب کارهای سارویان را در دوره‌های ادبیات آمریکایی مطالعه می‌کنند.

saroyan's storytelling blended realism with optimism.

داستان‌گویی سارویان واقع‌گرایی را با امیدواری ترکیب می‌کرد.

my favorite saroyan story is about a young boy's imagination.

داستان مورد علاقه من از سارویان درباره فантازی یک پسر جوان است.

saroyan wrote about the dignity of ordinary people.

سارویان درباره ارزش افراد معمولی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید