sashays gracefully
به طور ظریف راه می رود
sashays past
کنار راه می رود
sashays in
وارد می شود
sashays out
خارج می شود
sashays along
در طول... راه می رود
sashays away
دور می شود
sashays around
چ دور می چرخد
sashays forward
به جلو راه می رود
sashays smoothly
به طور روان راه می رود
sashays confidently
با اعتماد به نفس راه می رود
she sashays down the runway with confidence.
او با اعتماد به نفس در مسیر نمایش مدلها به آرامی قدم میزند.
the dancer sashays gracefully across the stage.
رقصنده با ظرافت و شایستگی روی صحنه به آرامی قدم میزند.
he sashays into the room, drawing everyone's attention.
او با گامهای آهسته وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
as she sashays through the crowd, she radiates charm.
همانطور که او با گامهای آهسته از میان جمعیت عبور میکند، جذابیت از او ساطع میشود.
the model sashays past the photographers with poise.
مدل با وقار از کنار عکاسان عبور میکند.
with each step, she sashays like a queen.
با هر قدم، او مانند یک ملکه به آرامی قدم میزند.
the cat sashays around the living room, exploring its territory.
گربه با گامهای آهسته در حال گشت و گذار در اتاق نشیمن است و قلمرو خود را کشف میکند.
he sashays into the party, full of energy and excitement.
او با انرژی و هیجان فراوان وارد مهمانی شد.
the parade features a float that sashays along the street.
نمایش در آن شامل یک وسیله نقلیه است که در طول خیابان به آرامی حرکت میکند.
she sashays through the garden, admiring the flowers.
او با گامهای آهسته از میان باغ عبور میکند و گلها را تحسین میکند.
sashays gracefully
به طور ظریف راه می رود
sashays past
کنار راه می رود
sashays in
وارد می شود
sashays out
خارج می شود
sashays along
در طول... راه می رود
sashays away
دور می شود
sashays around
چ دور می چرخد
sashays forward
به جلو راه می رود
sashays smoothly
به طور روان راه می رود
sashays confidently
با اعتماد به نفس راه می رود
she sashays down the runway with confidence.
او با اعتماد به نفس در مسیر نمایش مدلها به آرامی قدم میزند.
the dancer sashays gracefully across the stage.
رقصنده با ظرافت و شایستگی روی صحنه به آرامی قدم میزند.
he sashays into the room, drawing everyone's attention.
او با گامهای آهسته وارد اتاق شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
as she sashays through the crowd, she radiates charm.
همانطور که او با گامهای آهسته از میان جمعیت عبور میکند، جذابیت از او ساطع میشود.
the model sashays past the photographers with poise.
مدل با وقار از کنار عکاسان عبور میکند.
with each step, she sashays like a queen.
با هر قدم، او مانند یک ملکه به آرامی قدم میزند.
the cat sashays around the living room, exploring its territory.
گربه با گامهای آهسته در حال گشت و گذار در اتاق نشیمن است و قلمرو خود را کشف میکند.
he sashays into the party, full of energy and excitement.
او با انرژی و هیجان فراوان وارد مهمانی شد.
the parade features a float that sashays along the street.
نمایش در آن شامل یک وسیله نقلیه است که در طول خیابان به آرامی حرکت میکند.
she sashays through the garden, admiring the flowers.
او با گامهای آهسته از میان باغ عبور میکند و گلها را تحسین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید