fresh sashimi
سوشی تازه
sashimi platter
سینی سوشی
sashimi grade
کیفیت سوشی
salmon sashimi
سوشی سالمون
tuna sashimi
سوشی تن ماهی
sashimi sauce
سس سوشی
sashimi knife
چاقوی سوشی
sashimi bar
بار سوشی
vegetable sashimi
سوشی سبزیجات
sashimi experience
تجربه سوشی
i love eating sashimi on weekends.
من عاشق خوردن سوشی در آخر هفته ها هستم.
fresh sashimi is a delicacy in japanese cuisine.
سوشی تازه یک غذای خاص در آشپزی ژاپنی است.
she ordered a platter of sashimi for the table.
او یک بشقاب سوشی برای میز سفارش داد.
sashimi should be served with soy sauce and wasabi.
سوشی باید با سس سویا و ووسابی سرو شود.
he prefers sashimi over cooked fish dishes.
او ترجیح می دهد سوشی را به جای غذاهای ماهی پخته شده.
learning how to slice sashimi takes practice.
یادگیری نحوه برش سوشی نیاز به تمرین دارد.
they enjoyed a sashimi dinner at the new restaurant.
آنها از شام سوشی در رستوران جدید لذت بردند.
sashimi is often served as an appetizer in japanese meals.
سوشی اغلب به عنوان پیش غذا در وعده های غذایی ژاپنی سرو می شود.
he is a fan of salmon sashimi.
او طرفدار سوشی سالمون است.
she learned to make sashimi during her culinary course.
او در طول دوره آشپزی خود یاد گرفت که چگونه سوشی درست کند.
fresh sashimi
سوشی تازه
sashimi platter
سینی سوشی
sashimi grade
کیفیت سوشی
salmon sashimi
سوشی سالمون
tuna sashimi
سوشی تن ماهی
sashimi sauce
سس سوشی
sashimi knife
چاقوی سوشی
sashimi bar
بار سوشی
vegetable sashimi
سوشی سبزیجات
sashimi experience
تجربه سوشی
i love eating sashimi on weekends.
من عاشق خوردن سوشی در آخر هفته ها هستم.
fresh sashimi is a delicacy in japanese cuisine.
سوشی تازه یک غذای خاص در آشپزی ژاپنی است.
she ordered a platter of sashimi for the table.
او یک بشقاب سوشی برای میز سفارش داد.
sashimi should be served with soy sauce and wasabi.
سوشی باید با سس سویا و ووسابی سرو شود.
he prefers sashimi over cooked fish dishes.
او ترجیح می دهد سوشی را به جای غذاهای ماهی پخته شده.
learning how to slice sashimi takes practice.
یادگیری نحوه برش سوشی نیاز به تمرین دارد.
they enjoyed a sashimi dinner at the new restaurant.
آنها از شام سوشی در رستوران جدید لذت بردند.
sashimi is often served as an appetizer in japanese meals.
سوشی اغلب به عنوان پیش غذا در وعده های غذایی ژاپنی سرو می شود.
he is a fan of salmon sashimi.
او طرفدار سوشی سالمون است.
she learned to make sashimi during her culinary course.
او در طول دوره آشپزی خود یاد گرفت که چگونه سوشی درست کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید