saucisson

[ایالات متحده]/sɔːsɪˈsɒn/
[بریتانیا]/sɔːsɪˈsɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوسیس زبر؛ نوعی سوسیس خشک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

saucisson and cheese

سوسیسون و پنیر

smoked saucisson

سوسیسون دودی

saucisson platter

سینی سوسیسون

saucisson sandwich

ساندویچ سوسیسون

dry saucisson

سوسیسون خشک

spicy saucisson

سوسیسون تند

saucisson slice

اسلایس سوسیسون

fresh saucisson

سوسیسون تازه

saucisson board

صفحه سوسیسون

artisan saucisson

سوسیسون دست‌ساز

جملات نمونه

he enjoys slicing the saucisson for the charcuterie board.

او از برش دادن سویسیون برای میز تشکیلات سرد پیش‌غذایی لذت می‌برد.

we bought some saucisson to take on our picnic.

ما مقداری سویسیون خریدیم تا به پیک‌نیک خود ببریم.

the recipe calls for saucisson as one of the main ingredients.

دستور غذا از سویسیون به عنوان یکی از مواد اصلی استفاده می‌کند.

she served the saucisson with a side of mustard.

او سویسیون را با سس خردل سرو کرد.

at the market, i found a variety of saucisson flavors.

در بازار، من انواع مختلف طعم سویسیون را پیدا کردم.

he prefers saucisson over other types of cured meats.

او ترجیح می‌دهد سویسیون را نسبت به سایر انواع گوشت‌های دودی.

they paired the saucisson with a nice red wine.

آنها سویسیون را با یک بطری شراب قرمز خوب همراه کردند.

the charcuterie platter included various cheeses and saucisson.

سینی تشکیلات سرد شامل انواع پنیر و سویسیون بود.

for breakfast, i had a sandwich with saucisson and cheese.

برای صبحانه، من ساندویچی با سویسیون و پنیر خوردم.

during the festival, they offered free samples of saucisson.

در طول جشنواره، آنها نمونه‌های رایگان سویسیون ارائه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید