saus

[ایالات متحده]/sɔː/
[بریتانیا]/sɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پول در ویتنام; زیر واحد پول در ویتنام

عبارات و ترکیب‌ها

sweet sau

سس شیرین

hot sau

سس تند

soy sau

سس سویا

barbecue sau

سس باربیکیو

fish sau

سس ماهی

chili sau

سس چیلی

tamarind sau

سس تامارین

curry sau

سس کاری

vinegar sau

سس سرکه

mustard sau

سس خردل

جملات نمونه

she decided to have a sau for dinner.

او تصمیم گرفت برای شام یک سس داشته باشد.

he likes to have a sau with his rice.

او دوست دارد با برنجش یک سس داشته باشد.

you should have a sau ready for the barbecue.

شما باید یک سس آماده برای باربیکیو داشته باشید.

they always have a sau on the table during meals.

آنها همیشه در طول وعده غذایی یک سس روی میز دارند.

it's important to have a sau that complements the dish.

داشتن سسی که با غذا مطابقت داشته باشد مهم است.

we need to have a sau for the dipping.

ما به یک سس برای غوطه ور کردن نیاز داریم.

do you want to have a sau with your fries?

آیا می خواهید با سیب زمینی سرخ کرده خود یک سس داشته باشید؟

he prefers to have a spicy sau on his tacos.

او ترجیح می دهد یک سس تند روی تاکوهای خود داشته باشد.

for the recipe, you will need to have a sau made from fresh tomatoes.

برای دستور غذا، به یک سس تهیه شده از گوجه فرنگی تازه نیاز دارید.

she always tries to have a homemade sau for her pasta.

او همیشه سعی می کند برای پاستا خود یک سس خانگی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید