savoy

[ایالات متحده]/sə'vɒɪ/
[بریتانیا]/sə'vɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلم ورقه‌ای چین‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

savoy cabbage

کلم بلژیکی

savoy hotel

هتل سوو

جملات نمونه

During his demonstration, master woodcarver Prew Savoy showed us how to construct a wooden table.

در طول نمایش خود، استاد حکاک چوب، پرو سووی، به ما نشان داد که چگونه یک میز چوبی بسازیم.

Its founder was Umberto I the Whitehanded (died 1048?), who held the county of Savoy and areas east of the Rhône River and south of Lake Geneva.

بنیانگذار آن اومبرتو اول، دست سفید (درگذشته 1048؟)، بود که شهرستان سووی و مناطق شرقی رودخانه رون و جنوب دریاچه ژنو را در اختیار داشت.

to cook with savoy cabbage

برای پختن با کلم سووی

to visit the Savoy Palace

برای بازدید از کاخ سووی

a savoyard cheese fondue

فوندو پنیر سوویار

to stay at the Savoy Hotel

برای اقامت در هتل سووی

to enjoy a savoy cabbage salad

برای لذت بردن از سالاد کلم سووی

the Savoy Theatre in London

تئاتر سووی در لندن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید