easy sawbucks
پول آسان
quick sawbucks
پول سریع
sawbucks deal
معامله پول
sawbucks income
درآمد پول
spend sawbucks
هزینه کردن پول
sawbucks earnings
درآمد پول
sawbucks hustle
تلاش برای کسب پول
make sawbucks
ساختن پول
save sawbucks
ذخیره پول
sawbucks rewards
جوایز پول
he earned a few sawbucks for his weekend job.
او برای شغل آخر هفتهاش چند دلار به دست آورد.
she saved up her sawbucks to buy a new bike.
او پس انداز کرد تا یک دوچرخه جدید بخرد.
they spent their sawbucks on a fun day out.
آنها پول خود را برای یک تفریح خوشایند خرج کردند.
he was thrilled to find some old sawbucks in his drawer.
او از یافتن چند دلار قدیمی در کشوی خود بسیار هیجان زده شد.
she offered him a sawbuck for his help.
او به خاطر کمکش به او یک دلار پیشنهاد داد.
the kids were excited to earn sawbucks for their chores.
بچه ها از کسب درآمد برای کارهایشان هیجان زده بودند.
he quickly spent his sawbucks at the arcade.
او به سرعت پول خود را در بازیهای آرکید خرج کرد.
she received a sawbuck as a tip for her service.
او به عنوان انعام برای خدماتش یک دلار دریافت کرد.
he joked that he was a millionaire with his sawbucks.
او شوخی کرد که با پولش یک میلیونر است.
they pooled their sawbucks to buy a gift.
آنها پول خود را جمع کردند تا یک هدیه بخرند.
easy sawbucks
پول آسان
quick sawbucks
پول سریع
sawbucks deal
معامله پول
sawbucks income
درآمد پول
spend sawbucks
هزینه کردن پول
sawbucks earnings
درآمد پول
sawbucks hustle
تلاش برای کسب پول
make sawbucks
ساختن پول
save sawbucks
ذخیره پول
sawbucks rewards
جوایز پول
he earned a few sawbucks for his weekend job.
او برای شغل آخر هفتهاش چند دلار به دست آورد.
she saved up her sawbucks to buy a new bike.
او پس انداز کرد تا یک دوچرخه جدید بخرد.
they spent their sawbucks on a fun day out.
آنها پول خود را برای یک تفریح خوشایند خرج کردند.
he was thrilled to find some old sawbucks in his drawer.
او از یافتن چند دلار قدیمی در کشوی خود بسیار هیجان زده شد.
she offered him a sawbuck for his help.
او به خاطر کمکش به او یک دلار پیشنهاد داد.
the kids were excited to earn sawbucks for their chores.
بچه ها از کسب درآمد برای کارهایشان هیجان زده بودند.
he quickly spent his sawbucks at the arcade.
او به سرعت پول خود را در بازیهای آرکید خرج کرد.
she received a sawbuck as a tip for her service.
او به عنوان انعام برای خدماتش یک دلار دریافت کرد.
he joked that he was a millionaire with his sawbucks.
او شوخی کرد که با پولش یک میلیونر است.
they pooled their sawbucks to buy a gift.
آنها پول خود را جمع کردند تا یک هدیه بخرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید