sawmills

[ایالات متحده]/ˈsɔːmɪlz/
[بریتانیا]/ˈsɔːmɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که چوب به تخته‌ها برش داده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sawmills industry

صنعت کارخانجات چوب‌بری

sawmills equipment

تجهیزات کارخانجات چوب‌بری

sawmills production

تولید کارخانجات چوب‌بری

sawmills operations

عملیات کارخانجات چوب‌بری

sawmills management

مدیریت کارخانجات چوب‌بری

sawmills technology

فناوری کارخانجات چوب‌بری

sawmills workers

کارگران کارخانجات چوب‌بری

sawmills products

محصولات کارخانجات چوب‌بری

sawmills market

بازار کارخانجات چوب‌بری

sawmills safety

ایمنی کارخانجات چوب‌بری

جملات نمونه

sawmills are essential for the timber industry.

کارخانه‌های نچری برای صنعت چوب ضروری هستند.

many sawmills have adopted modern technology.

بسیاری از کارخانه‌های نچری فناوری مدرن را به کار گرفته‌اند.

the sawmills produce high-quality lumber.

کارخانه‌های نچری چوب با کیفیت بالا تولید می‌کنند.

local sawmills support the economy by creating jobs.

کارخانه‌های نچری محلی با ایجاد شغل از اقتصاد حمایت می‌کنند.

environmental regulations impact the operation of sawmills.

مقررات زیست‌محیطی بر عملکرد کارخانه‌های نچری تأثیر می‌گذارد.

some sawmills specialize in custom wood products.

برخی از کارخانه‌های نچری در محصولات چوبی سفارشی تخصص دارند.

sawmills often collaborate with local forests.

کارخانه‌های نچری اغلب با جنگل‌های محلی همکاری می‌کنند.

investing in sawmills can be profitable.

سرمایه‌گذاری در کارخانه‌های نچری می‌تواند سودآور باشد.

sawmills need to manage their resources carefully.

کارخانه‌های نچری باید منابع خود را با دقت مدیریت کنند.

some sawmills offer tours to educate the public.

برخی از کارخانه‌های نچری برای آموزش عموم تور ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید