saxist attitude
نگاه ساخیست
saxist remarks
اظهارات ساخیست
saxist behavior
رفتار ساخیست
saxist comments
نظرات ساخیست
saxist culture
فرهنگ ساخیست
saxist beliefs
باورهای ساخیست
saxist views
دیدگاههای ساخیست
saxist jokes
جکهای ساخیست
saxist policies
خط مشیهای ساخیست
saxist stereotypes
کلیشه های ساخیست
his comments were criticized as being saxist.
اظهارات او به عنوان تبعیضآمیز جنسیتی مورد انتقاد قرار گرفت.
many people believe that saxist attitudes still exist in the workplace.
بسیاری از مردم معتقدند که نگرشهای تبعیضآمیز جنسیتی هنوز در محیط کار وجود دارد.
she spoke out against saxist jokes during the meeting.
او در طول جلسه با قاطعیت با شوخیهای تبعیضآمیز جنسیتی مخالفت کرد.
being saxist can harm team morale and productivity.
تبعیض جنسیتی میتواند باعث کاهش روحیه و بهرهوری تیم شود.
the organization is working to eliminate saxist behavior.
سازمان در تلاش برای از بین بردن رفتار تبعیضآمیز جنسیتی است.
he was accused of saxist remarks during the interview.
او در طول مصاحبه به اظهارات تبعیضآمیز جنسیتی متهم شد.
many women face saxist challenges in their careers.
بسیاری از زنان با چالشهای تبعیضآمیز جنسیتی در حرفه خود روبرو هستند.
they launched a campaign against saxist stereotypes.
آنها یک کمپین علیه کلیشههای تبعیضآمیز جنسیتی راه انداختند.
it's important to address saxist attitudes in society.
مهم است که به نگرشهای تبعیضآمیز جنسیتی در جامعه رسیدگی شود.
she refused to tolerate any saxist comments in her class.
او حاضر نشد هیچ اظهارات تبعیضآمیز جنسیتی را در کلاس خود تحمل کند.
saxist attitude
نگاه ساخیست
saxist remarks
اظهارات ساخیست
saxist behavior
رفتار ساخیست
saxist comments
نظرات ساخیست
saxist culture
فرهنگ ساخیست
saxist beliefs
باورهای ساخیست
saxist views
دیدگاههای ساخیست
saxist jokes
جکهای ساخیست
saxist policies
خط مشیهای ساخیست
saxist stereotypes
کلیشه های ساخیست
his comments were criticized as being saxist.
اظهارات او به عنوان تبعیضآمیز جنسیتی مورد انتقاد قرار گرفت.
many people believe that saxist attitudes still exist in the workplace.
بسیاری از مردم معتقدند که نگرشهای تبعیضآمیز جنسیتی هنوز در محیط کار وجود دارد.
she spoke out against saxist jokes during the meeting.
او در طول جلسه با قاطعیت با شوخیهای تبعیضآمیز جنسیتی مخالفت کرد.
being saxist can harm team morale and productivity.
تبعیض جنسیتی میتواند باعث کاهش روحیه و بهرهوری تیم شود.
the organization is working to eliminate saxist behavior.
سازمان در تلاش برای از بین بردن رفتار تبعیضآمیز جنسیتی است.
he was accused of saxist remarks during the interview.
او در طول مصاحبه به اظهارات تبعیضآمیز جنسیتی متهم شد.
many women face saxist challenges in their careers.
بسیاری از زنان با چالشهای تبعیضآمیز جنسیتی در حرفه خود روبرو هستند.
they launched a campaign against saxist stereotypes.
آنها یک کمپین علیه کلیشههای تبعیضآمیز جنسیتی راه انداختند.
it's important to address saxist attitudes in society.
مهم است که به نگرشهای تبعیضآمیز جنسیتی در جامعه رسیدگی شود.
she refused to tolerate any saxist comments in her class.
او حاضر نشد هیچ اظهارات تبعیضآمیز جنسیتی را در کلاس خود تحمل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید