racist

[ایالات متحده]/ˈreisist/
[بریتانیا]/'resɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به برتری نژاد خاصی اعتقاد دارد و بر اساس نژاد خود با دیگران تبعیض قائل می‌شود.

جملات نمونه

The article was full of racist undertones.

مقاله مملو از ته مایه های نژادپرستانه بود.

whip up racist sentiments

ایجاد احساسات نژادپرستانه

He had to endure the racist taunts of the crowd.

او مجبور شد طعنه های نژادپرستانه جمعیت را تحمل کند.

fascists, racists, and others of that ilk.

فاشیست‌ها، نژادپرستان و دیگران با آن قماش.

the council sought steps to control the rise of racist sentiment.

شورای شهر به دنبال اقداماتی برای کنترل افزایش احساسات نژادپرستانه بود.

Griffin was attacked as a racist, xenophobe, and neonazi.

گریفین به عنوان یک نژادپرست، بیگانه هراس و نئونازی مورد حمله قرار گرفت.

Alexander is a racist who refuses to employ blacks.

الکساندر یک نژادپرست است که از استخدام سیاه‌پوستان امتناع می‌کند.

I find his theory objectionable in its racist undertones.

من نظریه او را به دلیل القای زیرمتنی نژادی زننده می‌یابم.

Racist feelings almost certainly lie at the bottom of these recent attacks.

احساسات نژادپرستانه احتمالاً در ریشه این حملات اخیر قرار دارند.

And during the game, some Lazio fans were heard targeting Dinamo's Ghanaian player George Blay with racist chants.

و در طول بازی، برخی از هواداران لاتزیو در حال هدف قرار دادن بازیکن غنایی دینامو، جورج برای، با فریادهای نژادپرستانه شنیده شدند.

In the late nineties, based on reviewing the demographics of students with the lowest averages in the country, critics called the SAT racist, urban-centric and classist.

در اواخر دهه ۹۰، بر اساس بررسی جمعیت‌شناسی دانش‌آموزان با پایین‌ترین میانگین‌ها در کشور، منتقدان آزمون SAT را نژادپرستانه، متمرکز بر شهر و طبقاتی خواندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید