scabbing worker
کارگر جایگزین
scabbing practice
روش جایگزینی
scabbing job
کار جایگزین
scabbing union
اتحادیه جایگزین
scabbing policy
سیاست جایگزینی
scabbing tactics
تاکتیکهای جایگزینی
scabbing issue
مشکل جایگزینی
scabbing laws
قوانین جایگزینی
scabbing campaign
کمپین جایگزینی
scabbing agreement
توافقنامه جایگزینی
scabbing can lead to infection if not treated properly.
اگر به درستی درمان نشود، پوسته شدن میتواند منجر به عفونت شود.
he noticed scabbing on his knee after the fall.
او متوجه پوسته شدن روی زانوی خود پس از سقوط شد.
the doctor advised her to avoid picking at the scabbing.
پزشک به او توصیه کرد از کندن پوسته ها خودداری کند.
scabbing is a natural part of the healing process.
پوسته شدن بخشی طبیعی از روند بهبودی است.
he applied ointment to reduce the scabbing on his arm.
او کرم را برای کاهش پوسته شدن روی بازوی خود استفاده کرد.
after the injury, scabbing formed quickly.
پس از آسیب، پوسته شدن به سرعت شکل گرفت.
she was worried about the scabbing on her child's scraped knee.
او نگران پوسته شدن روی زانوی خراشیده شده فرزندش بود.
scabbing can sometimes be itchy and uncomfortable.
پوسته شدن گاهی اوقات می تواند خارش آور و ناراحت کننده باشد.
he tried to keep the area clean to prevent excessive scabbing.
او سعی کرد ناحیه را تمیز نگه دارد تا از پوسته شدن بیش از حد جلوگیری کند.
the scabbing eventually fell off, revealing new skin.
پوسته ها در نهایت ریختند و پوست جدید را نمایان کردند.
scabbing worker
کارگر جایگزین
scabbing practice
روش جایگزینی
scabbing job
کار جایگزین
scabbing union
اتحادیه جایگزین
scabbing policy
سیاست جایگزینی
scabbing tactics
تاکتیکهای جایگزینی
scabbing issue
مشکل جایگزینی
scabbing laws
قوانین جایگزینی
scabbing campaign
کمپین جایگزینی
scabbing agreement
توافقنامه جایگزینی
scabbing can lead to infection if not treated properly.
اگر به درستی درمان نشود، پوسته شدن میتواند منجر به عفونت شود.
he noticed scabbing on his knee after the fall.
او متوجه پوسته شدن روی زانوی خود پس از سقوط شد.
the doctor advised her to avoid picking at the scabbing.
پزشک به او توصیه کرد از کندن پوسته ها خودداری کند.
scabbing is a natural part of the healing process.
پوسته شدن بخشی طبیعی از روند بهبودی است.
he applied ointment to reduce the scabbing on his arm.
او کرم را برای کاهش پوسته شدن روی بازوی خود استفاده کرد.
after the injury, scabbing formed quickly.
پس از آسیب، پوسته شدن به سرعت شکل گرفت.
she was worried about the scabbing on her child's scraped knee.
او نگران پوسته شدن روی زانوی خراشیده شده فرزندش بود.
scabbing can sometimes be itchy and uncomfortable.
پوسته شدن گاهی اوقات می تواند خارش آور و ناراحت کننده باشد.
he tried to keep the area clean to prevent excessive scabbing.
او سعی کرد ناحیه را تمیز نگه دارد تا از پوسته شدن بیش از حد جلوگیری کند.
the scabbing eventually fell off, revealing new skin.
پوسته ها در نهایت ریختند و پوست جدید را نمایان کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید