scalage

[ایالات متحده]/ˈskeɪlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈskeɪlɪdʒ/

ترجمه

n. نسبت کاهش یا کاهش، اندازه‌گیری، برآورد؛ اندازه‌گیری؛ نسبت کاهش
شکل‌های واژه
جمعscalages

عبارات و ترکیب‌ها

scalage factor

ضریب مقیاس

scalage model

مدل مقیاس

scalage analysis

تجزیه و تحلیل مقیاس

scalage effect

اثر مقیاس

scalage method

روش مقیاس

scalage ratio

نسبت مقیاس

scalage curve

منحنی مقیاس

scalage principle

اصل مقیاس

scalage system

سیستم مقیاس

scalage technique

تکنیک مقیاس

جملات نمونه

scalage is important for understanding market dynamics.

مقیاس‌بندی برای درک پویایی بازار مهم است.

the company focused on scalage to improve efficiency.

شرکت بر مقیاس‌بندی تمرکز کرد تا کارایی را بهبود بخشد.

scalage can lead to significant cost savings.

مقیاس‌بندی می‌تواند منجر به صرفه‌جویی قابل توجهی در هزینه‌ها شود.

investing in scalage strategies is crucial for growth.

سرمایه‌گذاری در استراتژی‌های مقیاس‌بندی برای رشد بسیار مهم است.

effective scalage requires careful planning.

مقیاس‌بندی مؤثر نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

scalage allows businesses to reach a wider audience.

مقیاس‌بندی به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا مخاطبان گسترده‌تری را جذب کنند.

achieving scalage can be challenging for startups.

رسیدن به مقیاس‌بندی می‌تواند برای استارت‌آپ‌ها چالش‌برانگیز باشد.

scalage strategies vary across different industries.

استراتژی‌های مقیاس‌بندی در صنایع مختلف متفاوت است.

understanding the concept of scalage is essential for entrepreneurs.

درک مفهوم مقیاس‌بندی برای کارآفرینان ضروری است.

scalage impacts the overall sustainability of a business.

مقیاس‌بندی بر پایداری کلی یک کسب‌وکار تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید