scantinesses

[ایالات متحده]/ˈskæntɪnəs/
[بریتانیا]/ˈskæntɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت ناکافی یا کمبود؛ کیفیت لاغر یا پراکنده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

scantiness of resources

کمی بودن منابع

scantiness in supply

کمی بودن عرضه

scantiness of evidence

کمی بودن مدارک

scantiness of food

کمی بودن غذا

scantiness of information

کمی بودن اطلاعات

scantiness of data

کمی بودن داده‌ها

scantiness of support

کمی بودن حمایت

scantiness in funding

کمی بودن بودجه

scantiness of options

کمی بودن گزینه‌ها

scantiness of time

کمی بودن زمان

جملات نمونه

the scantiness of resources has become a major concern for the community.

کمبود منابع به یک نگرانی بزرگ برای جامعه تبدیل شده است.

despite the scantiness of evidence, the investigation continued.

با وجود کمبود شواهد، تحقیقات ادامه یافت.

her scantiness in details left everyone confused about the plan.

کمبود جزئیات در شرح او باعث سردرگمی همه در مورد برنامه شد.

the scantiness of information available made it difficult to make a decision.

کمبود اطلاعات موجود، تصمیم گیری را دشوار کرد.

many people criticized the scantiness of the government’s response to the crisis.

بسیاری از مردم به کمبود پاسخ دولت به بحران انتقاد کردند.

her scantiness of knowledge on the subject was evident during the discussion.

کمبود دانش او در مورد این موضوع در طول بحث آشکار بود.

the scantiness of the menu options disappointed the diners.

کمبود گزینه های منو باعث ناامیدی غذاخوری ها شد.

they were surprised by the scantiness of the turnout at the event.

آنها از کمبود استقبال در رویداد متعجب شدند.

the scantiness of the clothing line did not appeal to many customers.

کمبود خط پوشش برای بسیاری از مشتریان جذاب نبود.

scantiness in funding has led to cutbacks in essential services.

کمبود بودجه منجر به کاهش خدمات ضروری شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید