scarceness

[ایالات متحده]/ˈskeəsnəs/
[بریتانیا]/ˈskɛrknəs/

ترجمه

n. وضعیت کمیابی؛ کمبود چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

resource scarceness

کمیبود منابع

scarceness of food

کمیبود غذا

water scarceness

کمیبود آب

scarceness issue

مشکل کمبود

economic scarceness

کمیبود اقتصادی

scarceness of time

کمیبود زمان

scarceness of resources

کمیبود منابع

scarceness in supply

کمیبود در عرضه

scarceness of talent

کمیبود استعداد

scarceness of land

کمیبود زمین

جملات نمونه

the scarceness of water in the desert makes survival difficult.

کمبود آب در صحرا باعث دشوار شدن بقا می‌شود.

due to the scarceness of resources, we must conserve energy.

به دلیل کمبود منابع، ما باید انرژی را حفظ کنیم.

the scarceness of job opportunities has led to increased competition.

کمبود فرصت‌های شغلی منجر به افزایش رقابت شده است.

in times of scarceness, communities often come together to help each other.

در زمان کمبود، جوامع اغلب برای کمک به یکدیگر گرد هم می‌آیند.

the scarceness of food during the drought affected many families.

کمبود غذا در طول خشکسالی بر بسیاری از خانواده‌ها تأثیر گذاشت.

scientists are studying the scarceness of certain species in the ecosystem.

دانشمندان در حال بررسی کمبود گونه‌های خاص در اکوسیستم هستند.

scarceness can drive innovation as people find new ways to adapt.

کمبود می‌تواند نوآوری را تقویت کند زیرا مردم راه‌های جدیدی برای سازگاری پیدا می‌کنند.

the scarceness of affordable housing is a growing concern in urban areas.

کمبود مسکن مقرون به صرفه یک نگرانی رو به رشد در مناطق شهری است.

understanding the scarceness of natural resources is crucial for sustainability.

درک کمبود منابع طبیعی برای پایداری بسیار مهم است.

scarceness of funding has limited the scope of the research project.

کمبود بودجه دامنه پروژه تحقیقاتی را محدود کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید