| جمع | schoolbooks |
I need to buy a new schoolbook for my math class.
من نیاز دارم یک کتاب مدرسهای جدید برای کلاس ریاضی خود بخرم.
She forgot her schoolbook at home and had to borrow one from a classmate.
او کتاب مدرسهاش را در خانه فراموش کرد و مجبور شد از یکی از همکلاسیهایش قرض بگیرد.
The schoolbook provided all the necessary information for the history project.
کتاب مدرسهای تمام اطلاعات لازم را برای پروژه تاریخ ارائه کرد.
Students were asked to bring their schoolbooks to the exam.
از دانشآموزان خواسته شد کتابهای مدرسهای خود را به امتحان بیاورند.
The schoolbook cover was torn, so she had to tape it back together.
جلد کتاب مدرسهای پاره شده بود، بنابراین مجبور شد دوباره آن را با نوار چسب بچسباند.
He enjoyed reading his schoolbook under the shade of a tree.
او از خواندن کتاب مدرسهاش زیر سایه درخت لذت برد.
The schoolbook chapter on biology was particularly interesting to the students.
فصل کتاب مدرسهای در مورد زیستشناسی برای دانشآموزان بهویژه جالب بود.
The schoolbook was filled with colorful illustrations to help students understand the concepts better.
کتاب مدرسهای پر از تصاویر رنگارنگ بود تا به دانشآموزان کمک کند مفاهیم را بهتر درک کنند.
She wrote her name on the front page of her schoolbook to avoid mix-ups.
او نام خود را روی صفحه اول کتاب مدرسهاش نوشت تا از اشتباهات جلوگیری کند.
The schoolbook was passed down from generation to generation in the family.
کتاب مدرسهای از نسلی به نسل دیگر در خانواده منتقل میشد.
I need to buy a new schoolbook for my math class.
من نیاز دارم یک کتاب مدرسهای جدید برای کلاس ریاضی خود بخرم.
She forgot her schoolbook at home and had to borrow one from a classmate.
او کتاب مدرسهاش را در خانه فراموش کرد و مجبور شد از یکی از همکلاسیهایش قرض بگیرد.
The schoolbook provided all the necessary information for the history project.
کتاب مدرسهای تمام اطلاعات لازم را برای پروژه تاریخ ارائه کرد.
Students were asked to bring their schoolbooks to the exam.
از دانشآموزان خواسته شد کتابهای مدرسهای خود را به امتحان بیاورند.
The schoolbook cover was torn, so she had to tape it back together.
جلد کتاب مدرسهای پاره شده بود، بنابراین مجبور شد دوباره آن را با نوار چسب بچسباند.
He enjoyed reading his schoolbook under the shade of a tree.
او از خواندن کتاب مدرسهاش زیر سایه درخت لذت برد.
The schoolbook chapter on biology was particularly interesting to the students.
فصل کتاب مدرسهای در مورد زیستشناسی برای دانشآموزان بهویژه جالب بود.
The schoolbook was filled with colorful illustrations to help students understand the concepts better.
کتاب مدرسهای پر از تصاویر رنگارنگ بود تا به دانشآموزان کمک کند مفاهیم را بهتر درک کنند.
She wrote her name on the front page of her schoolbook to avoid mix-ups.
او نام خود را روی صفحه اول کتاب مدرسهاش نوشت تا از اشتباهات جلوگیری کند.
The schoolbook was passed down from generation to generation in the family.
کتاب مدرسهای از نسلی به نسل دیگر در خانواده منتقل میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید