textbook

[ایالات متحده]/ˈtekstbʊk/
[بریتانیا]/ˈtekstbʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتابی که به عنوان کار استاندارد برای مطالعه یک موضوع خاص استفاده می‌شود.

جملات نمونه

I need to buy a new textbook for my biology class.

من نیاز دارم یک کتاب درسی جدید برای کلاس زیست شناسی ام بخرم.

The textbook covers a wide range of topics related to history.

کتاب درسی طیف گسترده ای از موضوعات مرتبط با تاریخ را پوشش می دهد.

Students are required to bring their textbooks to class every day.

از دانش‌آموزان خواسته می‌شود هر روز کتاب‌های درسی خود را به کلاس بیاورند.

The textbook provides clear explanations and examples for each concept.

کتاب درسی توضیحات و مثال های واضحی برای هر مفهوم ارائه می دهد.

She borrowed the textbook from the library instead of buying it.

او به جای خرید آن، کتاب درسی را از کتابخانه قرض گرفت.

The textbook is divided into chapters for easier navigation.

کتاب درسی برای پیمایش آسان به فصل ها تقسیم شده است.

The new edition of the textbook includes updated information and illustrations.

نسخه جدید کتاب درسی شامل اطلاعات و تصاویر به روز شده است.

The professor recommended a supplementary workbook to accompany the textbook.

استاد یک دفترچه کار مکمل برای همراهی با کتاب درسی توصیه کرد.

The textbook is written in a clear and concise manner for students to understand.

کتاب درسی به گونه ای واضح و مختصر نوشته شده است که دانش آموزان بتوانند آن را درک کنند.

Many students find the textbook to be a valuable resource for studying.

بسیاری از دانش آموزان کتاب درسی را منبع ارزشمندی برای مطالعه می دانند.

نمونه‌های واقعی

We discover the world through a textbook.

ما جهان را از طریق یک کتاب درسی کشف می‌کنیم.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

We even use online textbooks in our class.

ما حتی از کتاب‌های درسی آنلاین در کلاس خود استفاده می‌کنیم.

منبع: New Standard English for Junior High School (Grade Nine) by Foreign Language Teaching and Research Press

You can leave your textbooks in your cubby.

می‌توانید کتاب‌های درسی خود را در فضای شخصی خود رها کنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Maybe sometime soon we'll have to rewrite astronomy textbooks.

شاید در آینده نزدیک مجبور شویم کتاب‌های درسی نجوم را بازنویسی کنیم.

منبع: Crash Course Astronomy

Well, so are those anatomy textbooks.

خب، آن کتاب‌های درسی آناتومی چه هستند؟

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

" All we do is read the stupid textbook, " said Ron.

" همه ما فقط کتاب درسی احمقانه را می‌خوانیم،" ران گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Both 'sit' for a while, reading their textbooks.

هر دو مدتی می‌نشینند و کتاب‌های درسی خود را می‌خوانند.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 6)

And I haven't even bought a hardcopy textbook in a decade.

و من حتی در یک دهه گذشته یک کتاب درسی چاپی نخریده‌ام.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

She bought all her supplies and textbooks.

او تمام لوازم و کتاب‌های درسی خود را خرید.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

But I did. And I bought every single textbook and pencil myself too.

اما من کردم. و من هر کتاب درسی و مداد را خودم خریدم.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید