schoolmaster

[ایالات متحده]/'skuːlmɑːstə/
[بریتانیا]/'skulmæstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیر مرد یک مدرسه دولتی

جملات نمونه

The new schoolmaster has some build!

معلم جدید مدرسه اندام خوبی دارد!

The schoolmaster pushed out the teacher.

معلم مدرسه، معلم دیگر را اخراج کرد.

The schoolmaster requested a meeting at nine o’clock in the morning.

معلم مدرسه درخواست برگزاری جلسه‌ای در ساعت نه صبح را داشت.

English schoolmasters used to cane the boys as a punishment.

معلمان انگلیسی اغلب پسران را به عنوان مجازات با شلاق می‌زدند.

At the end of every term a schoolmaster reports on each of his pupils.

در پایان هر ترم، معلم مدرسه در مورد هر یک از شاگردان خود گزارش می‌دهد.

The schoolmaster was a scholarly man. All his pupils looked up to him.

معلم مدرسه یک مرد محقق بود. همه شاگردان او به او احترام می گذاشتند.

I could imagine him as a schoolmaster being drooled over by the girls.

می‌توانستم تصور کنم که او به عنوان مدیر مدرسه مورد آب دهان دختران قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید