schoos

[ایالات متحده]//skuːz//
[بریتانیا]//skuːz//

ترجمه

n. جمع school؛ (Schoo) یک نام خانوادگی (هلندی)

عبارات و ترکیب‌ها

school

مدرسه

schools

مدارس

school's

مدرسه

after school

پس از مدرسه

school bus

اتوبوس مدرسه

high school

دبیرستان

primary school

دبستان

school year

سال تحصیلی

school day

روز مدرسه

school fees

هزینه مدرسه

جملات نمونه

she goes to schoos every morning at eight.

او هر صبح ساعت هشت به مدرسه می رود.

the schoos bus arrives at seven thirty.

اتوبوس مدرسه در ساعت ۷:۳۰ رسیده می‌شود.

my brother is in his final schoos year.

برادر من در سال پایانی مدرسه است.

they wear a uniform to schoos every day.

آنها هر روز یک یکپارچه به مدرسه می‌پوشند.

after schoos, i play basketball with my friends.

پس از مدرسه، من با دوستانم بازی بسکتبال می‌کنم.

the schoos library has many books.

کتابخانه مدرسه دارای زیادی کتاب است.

she studies hard at schoos.

او در مدرسه سخت می‌خواند.

the schoos principal gave a speech.

دبیر مدرسه یک سخنرانی داد.

i made many friends at schoos.

من در مدرسه زیادی دوست پیدا کردم.

the schoos gate opens at eight in the morning.

در مدرسه در ساعت هشت صبح باز می‌شود.

there is a playground behind the schoos.

پشت مدرسه یک زمین بازی وجود دارد.

my teacher works at schoos.

معلم من در مدرسه کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید