exam

[ایالات متحده]/ɪg'zæm/
[بریتانیا]/ɪg'zæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزمون یا ارزیابی برای اندازه‌گیری دانش یا توانایی، معمولاً در یک محیط دانشگاهی

عبارات و ترکیب‌ها

final exam

آزمون نهایی

midterm exam

آزمون میان ترم

oral exam

آزمون شفاهی

written exam

آزمون کتبی

multiple choice exam

آزمون چند گزینه‌ای

take an exam

شرکت در امتحان

pass an exam

گذراندن امتحان

exam paper

برگه امتحانات

mid-term exam

آزمون میان ترم

جملات نمونه

The exam was a breeze.

امتحان خیلی آسان بود.

The exam is a cinch.

امتحان خیلی آسان است.

an exam that was a real killer.

یک امتحان بسیار سخت.

The final exam was a bear.

امتحان نهایی بسیار دشوار بود.

They didn't pass the exam by all accounts.

با توجه به همه چیز، آنها در امتحان قبول نشدند.

Our mid-term exam is pending.

امتحان میان ترم ما در انتظار است.

She passed the exam with distinction.

او با موفقیت در امتحان قبول شد.

You did fantastically well in the exam.

شما در امتحان فوق العاده خوب عمل کردید.

silly howlers in an exam

اشتباهات احمقانه در امتحان

There is a subdued atmosphere in the school at exam time.

در زمان امتحان، فضایی آرام در مدرسه وجود دارد.

he took exams to ascend through the ranks.

او برای صعود در رده ها امتحان داد.

she's got exams coming up.

او امتحانات پیش رو دارد.

the exam only really tested computational ability.

آزمون تنها واقعاً توان محاسباتی را مورد آزمایش قرار داد.

you've got a university place consequent on your exam results.

شما یک جایگاه دانشگاهی دارید که نتیجه نمرات امتحان شماست.

he was likely to fail his exams again.

احتمال داشت او دوباره در امتحاناتش مردود شود.

exam results may serve as an index of the teacher's effectiveness.

نتایج امتحان ممکن است به عنوان شاخصی از اثربخشی معلم عمل کند.

the exam results were posted up .

نتایج امتحان منتشر شد.

the way to save time in an exam is by omitting windy phrases.

راه صرفه جویی در زمان در امتحان با حذف عبارات طولانی و غیرضروری است.

نمونه‌های واقعی

She thinks she screwed up the exam.

او فکر می‌کند امتحان را خراب کرده است.

منبع: Discussing American culture.

I've got an exam in the morning!

من یک امتحان در روز بعد دارم!

منبع: How to have a conversation in English

I'm worried that I messed up the exam.

من نگرانم که در امتحان خراب کرده باشم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Well, people need an eye exam every year.

خب، مردم به هر سال به معاینه چشم نیاز دارند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

We are conducting this exam in Uttarakhand, Dehradun.

ما این امتحان را در اوتاراکند، دهراگون انجام می دهیم.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

The student rashly decided to take the exam.

دانشجو به طور عجولانه تصمیم گرفت در امتحان شرکت کند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

I wanna give a spider an eye exam.

می‌خواهم یک معاینه چشم به یک عنکبوت بدهم.

منبع: PBS Fun Science Popularization

I hear you have passed the exam.Congratulations!

شنیدم که شما در امتحان قبول شده اید. تبریک می گویم!

منبع: Everyone speaks English (Beginner)

Listen, I have to start the exam, now.

گوش کن، من باید الان امتحان را شروع کنم.

منبع: Go blank axis version

She passed both of her driver's license exams.

او هر دو امتحان گواهندگی رانندگی خود را با موفقیت گذراند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید