sciatica

[ایالات متحده]/saɪˈætɪkə/
[بریتانیا]/saɪˈætɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد вдоль نرمی سیاتیک، معمولاً تأثیر بر یک پا

عبارات و ترکیب‌ها

sciatica pain

درد علمیاتیک

sciatica relief

تسکین علمیاتیک

sciatica symptoms

علائم علمیاتیک

sciatica treatment

درمان علمیاتیک

sciatica exercises

تمرینات علمیاتیک

sciatica causes

علت های علمیاتیک

sciatica diagnosis

تشخیص علمیاتیک

sciatica therapy

درمان‌های توان‌بخشی علمیاتیک

sciatica support

حمایت از علمیاتیک

sciatica management

مدیریت علمیاتیک

جملات نمونه

many people suffer from sciatica due to prolonged sitting.

بسیاری از افراد به دلیل نشستن طولانی مدت از درد سیاتیک رنج می برند.

physical therapy can help alleviate the pain of sciatica.

فیزیوتراپی می تواند به تسکین درد سیاتیک کمک کند.

she was diagnosed with sciatica after her back injury.

او پس از آسیب دیدگی کمر، به سیاتیک مبتلا شد.

exercises targeting the lower back can reduce sciatica symptoms.

تمرینات هدفمند برای کمر پا می تواند علائم سیاتیک را کاهش دهد.

heat therapy is often recommended for sciatica relief.

درمان با گرما اغلب برای تسکین سیاتیک توصیه می شود.

many patients find relief from sciatica through chiropractic care.

بسیاری از بیماران از طریق مراقبت های کیروپراکتیک از درد سیاتیک رهایی می یابند.

she experienced severe sciatica during her pregnancy.

او در دوران بارداری خود سیاتیک شدید را تجربه کرد.

ignoring sciatica symptoms can lead to chronic pain.

نادیده گرفتن علائم سیاتیک می تواند منجر به درد مزمن شود.

overweight individuals are at a higher risk for developing sciatica.

افراد دارای اضافه وزن بیشتر در معرض خطر ابتلا به سیاتیک هستند.

medication can provide temporary relief from sciatica pain.

دارو می تواند تسکین موقت از درد سیاتیک را فراهم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید